السيد الطباطبائي
29
مجموعه رسائل ( فارسى )
فصل چهارماجب الوجود لذاته جامع همهء كمالوجودى است و هيچ كمالى از او خارج نيست چون واجب تعالى وجود صرف بوده و مشوّب به چيزى از عدم يا عدمى كه مغاير با ذات مقدّسش باشد نيست ، واجد هر حقيقت وجوديه بماهو حقيقت وجوديه در هر تعينى از تعينات مىباشد و جامع هر كمال حقيقى از آن نظر كه كمال حقيقى خواهد بود ، و هرگونه عدم و بطلانى از حريم قدس او مسلوب است . راز تقييد به حقيقت وجوديه و كمال حقيقى ، اشارت به صرافت و عدم محدوديت است ، يعنى صرف الوجود جامع صرف هر كمال و جمال است و محدوديت در ساحت كمال و جمالش راه ندارد . با اين بيان روشن مىگردد : اولًا آن كه هر صفت كمالى كه حيثيت آن حيثيت وجود است به اين معنا كه از موجود بما هو موجود انتزاع مىگردد ، مانند علم و قدرت و حيات ، صرف هر يك از آنها براى واجب تعالى ثابت و موجود است ، فله الاسماء الحسنى جميعاً . ثانياً آن كه : هر يك از اين صفات كمال عين ذات متعاليه واجب الوجود است و بالعكس . يعنى ذات متعاليه نيز با صفات كماليه عينيت دارد و اگر عينيت از جانبين نباشد لازم مىآيد كه ذات مقدسه نسبت به صفات متعاليه محدود باشد ، در صورتى