السيد الطباطبائي

96

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

هر انسان ( علىرغم سوفسطىها و شكاكان كه هر حقيقت و واقعيتى را پندار و خرافه مىنامند ) به واقعيت ثابتى ايمان دارد و گاهى كه با ذهنى صاف و نهادى پاك به واقعيت ثابت جهان آفرينش تماشا مىكند ، از سوى ديگر ناپايدارى اجزاى جهان را درك مىنمايد . جهان و پديده‌هاى جهان را مانند آيينه‌هايى مىيابد كه واقعيت ثابت زيبايى را نشان مىدهند كه لذت درك آن هر لذت ديگرى را در چشم بيننده خوار و ناچيز مىنماياند و طبعاً از نمونه‌هاى شيرين و ناپايدار زندگى مادى باز مىدارد . اين همان جذبه عرفانى است كه انسان خداشناس را به عالم بالا متوجه ساخته و حجت خداى پاك را در دل انسان جايگزين مىكند و همه چيز را فراموش مىدارد و گرداگرد همه آرزوهاى دور و دراز وى خط بطلان مىكشد و انسان را به پرستش و ستايش خداى ناديده كه از هر ديدنى و شنيدنى روشن‌تر و آشكارتر است وا مىدارد و در حقيقت هم اين كشش باطنى است كه مذاهب خداپرستى را در جهان انسانى به‌وجود آورده است . عارف كسى است كه خدا را از راه مهر و محبت پرستش مىكند نه به اميد ثواب « 1 » و نه از ترس عقاب و از اين‌جا روشن است كه عرفان را نبايد در برابر مذاهب ديگر مذهبى شمرد بلكه عرفان راهىاست از راه‌هاى پرستش - ( پرستش از راه محبت نه از راه بيم يا اميد ) و راهى است براى درك حقايق اديان در برابر راه ظواهر دينى و راه تفكر عقلى . هر يك از مذاهب خداپرستى حتى وثنيت ، پيروانى دارد كه از اين راه سلوك مىكنند وثنيت و كليميت و مسيحيت و مجوسيت و اسلام عارف دارند و غير عارف .

--> ( 1 ) . امام ششم مىفرمايد : عبادت سه نوع است گروهى خدا را از ترس مىپرستند و آن پرستش بردگان مىباشد وگروهى خدا را براى پاداش نيك مىپرستند و آن پرستش مزدوران مىباشد و گروهى خدا را به مهر و محبت مىپرستند و آن پرستش آزادمردان است و آن نيكوترين پرستش‌ها است . « بحار ، ج 15 ، ص 208 »