السيد الطباطبائي

69

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

خلاصه تاريخچه شيعه دوازده امامى چنان‌كه در فصول گذشته روشن شد اكثريت شيعه همان دوازده امامى بودند و همان عده از دوستان و هواداران على عليه السلام بودند كه پس از رحلت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله براى احياى حقوق اهل بيت ، در خصوص خلافت و مرجعيت علمى به انتقاد و اعتراض پرداختند و از اكثريت مردم جدا شدند . شيعه در زمان خلفاى راشدين ( 11 - 35 ه قمرى ) پيوسته زير فشار قرار داشتند و پس از آن در مدت خلافت بنى اميه ( 40 - 132 ) هر گونه امن و مصونيت از جان و مال‌شان برداشته شده بود ولى هر چه فشار ستم و بيدادگرى برايشان بيشتر مىشد ، در عقيده خود استوارتر مىگشتند و مخصوصاً از مظلوميت خود در پيشرفت عقيده بيشتر بهره مىبردند و از آن پس در اواسط قرن دوم كه خلفاى عباسى زمام حكومت اسلامى را به‌دست گرفتند ، شيعه از فتورى كه در اين ميان پيدا شد نفسى تازه كرد ولى با مهلت كمى باز عرصه برايشان تنگ شد تا اواخر قرن سوم هجرى روز به روز تنگ‌تر مىشد . در اوايل قرن چهارم كه سلاطين با نفوذ آل بويه كه شيعه بودند روى كار آمدند شيعه قدرتى كسب كرد و تا حدود زيادى آزادى عمل يافت و به مبارزه علنى پرداخت و تا آخر قرن پنجم جريان كار به همين ترتيب بود و در اوايل قرن ششم كه حمله مغول آغاز شد در اثر گرفتارىهاى عمومى و هم در اثر ادامه يافتن جنگ‌هاى صليبى حكومت‌هاى اسلامى چندان فشار به عالم تشيع وارد نمىساختند . و مخصوصاً شيعه شدن جمعى از سلاطين مغول در ايران ، و حكومت سلاطين مرعشى در مازندران در قدرت و وسعت جميعت شيعه كمك به سزايى نمود و در هر گوشه از ممالك اسلامى و خاصه در ايران تراكم ميليون‌ها نفر شيعه را محسوس ساخت و اين وضع تا اواخر قرن نهم هجرى ادامه داشت و از حدود افتتاح قرن دهم هجرى در اثر