السيد الطباطبائي
50
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
ابزارى كه بنايى را برپا كرده با همان دست و ابزار آنرا خراب كند . ثانيا : اين روايات كه صحابه را تقديس و اعمال ناروا و غيرمشروع آنان را تصحيح مىكند و ايشان را آمرزيده و مصون معرفى مىنمايد از راه خود صحابه به ما رسيده و به روايت ايشان نسبت داده شده است و خود صحابه به شهادت تاريخ قطعى با همديگر معامله مصونيت و معذوريت نمىكردند صحابه بودند كه دست به كشتار و سب و لعن و رسوا كردن همديگر گشودند و هرگز كمترين اغماض و مسامحهاى در حق همديگر روا نمىداشتند . بنابر آنچه گذشت به شهادت عمل خود صحابه اين روايات صحيح نيستند و اگر صحيح باشند مقصود از آنها معناى ديگرى است غير از مصونيت و تقديس قانونى صحابه . و اگر فرضاً خداى متعال در كلام خود روزى از صحابه در برابر خدمتى كه در اجراى فرمان او كردهاند اظهار « 1 » رضايت فرمايد معناى آن تقدير از فرمانبردارى گذشته آنان است نه اينكه در آينده مىتوانند هر گونه نافرمانى كه دلشان مىخواهد بكنند . استقرار سلطنت بنىاميه سال شصت هجرى قمرى معاويه درگذشت و پسرش يزيد طبق بيعتى كه پدرش از مردم براى وى گرفته بود زمام حكومت اسلامى را در دست گرفت . يزيد به شهادت تاريخ هيچگونه شخصيت دينى نداشت . جوانى بود حتى در زمان حيات پدر اعتنايى به اصول و قوانين اسلام نمىكرد و جز عياشى و بى بند و بارى و شهوت رانى سرش نمىشد و در سه سال حكومت خود فجايعى راه انداخت كه در
--> ( 1 ) . توبه ، آيه 100