السيد الطباطبائي
35
شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )
دادن زكات امتناع داشتند ، جنگيدند و از گرفتن زكات صرفنظر نكردند نه اينكه از ترس مخالفت قريش حق را بكشند . آرى آنچه شيعه را از موافقت با خلافت انتخابى بازداشت ترس از دنباله ناگوار آن يعنى فساد روش حكومت اسلامى و انهدام اساس تعليمات عاليه دين بود . اتفاقاً جريان بعدى حوادث نيز اين عقيده ( يا پيش بينى ) را روز به روز روشنتر مىساخت و در نتيجه ، شيعه نيز در عقيده خود استوارتر مىگشت و با اينكه در ظاهر با نفرات ابتدايى انگشت شمار خود به هضم اكثريت رفته بود و در باطن به اخذ تعاليم اسلامى از اهل بيت و دعوت به طريقه خود اصرار مىورزيدند در عين حال براى پيشرفت و حفظ قدرت اسلام مخالفت علنى نمىكردند و حتى افراد شيعه دوش به دوش اكثريت به جهاد مىرفتند و در امور عامه دخالت مىكردند و شخص على در موارد ضرورى اكثريت را به نفع اسلام راهنمايى مىنمود . « 1 » روش سياسى خلافت انتخابى و مغايرت آن با نظر شيعه شيعه معقتد بود كه شريعت آسمانى اسلام كه مواد آن در كتاب خدا و سنت پيغمبر اكرم روشن شده تا روز قيامت به اعتبار خود باقى و هرگز قابل تغيير نيست . « 2 » و حكومت اسلامى با هيچ عذرى نمىتواند از اجراى كامل آن سرپيچى نمايد تنها
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ص 111 و 126 و 129 ( 2 ) . خداى تعالى در سورهء سجده ، آيه 42 مىفرمايد : « وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ » ؛ قرآن كتابى است گرامى كه هرگز باطل از پيش و پس به آن راه نخواهد يافت . و در سورهء يوسف مىفرمايد : « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ » * ؛ جز خدا كسى نبايد حكم كند . يعنى شريعت تنها شريعت و قوانين خدا است كه از راه نبوت بايد به مردم برسد و مىفرمايد : « وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ » ( احزاب آيه 40 ) و با اين آيه ختم نبوت و شريعت را با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله اعلام مىفرمايد : و در سورهء مائده ، آيه 44 مىفرمايد : « وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ » ؛ هر كس مطابق حكم خدا حكم نكند كافر است