السيد الطباطبائي
53
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )
و با باز بودن اين راه ، بعد از انقطاع وحى و بسته شدن باب نبوت ، ديگر تعليمات دينى هرگز قيافه ابهام و اجمال به خود نمىگيرد و در صف يادگارهاى تاريخى و آثار باستانى در موزهها ذخيره نمىشود . براى اين كه به نتايج پر اهميت اين روش روشن اسلام بهتر واقف شده پى ببريم ، بايد پىجويى و كنجكاوى بيشترى در اطراف تعليمات اسلامى انجام دهيم و مخصوصاً دو مسئله « لاهوت » و « معادشناسى » اسلام با دقت بيشترى مورد بررسى قرار گيرد . اسلام از هر دو راه « وحى و تعقّل » خداى جهان را يك حيات و علم و قدرت نامتناهى معرّفى مىكند كه جهان هستى در هستى و همه شئون هستى خود ، مانند سايهاى كه شاخص را دنبال مىكند ، به هستى وى تكيه زده در برابر غناى نامتناهى وى نياز مطلق است و البته چنين هستى نامتناهى ، يگانه بايد باشد و بيشتر از يكى در اين مورد تصور ندارد 7 و از همين نظر كه هر پديدهاى از اجزاى محسوس يا غير محسوس جهان هستى و همچنين مجموعه آنها در هستى محدود خود تكيه به هستى نامتناهى و غير محدود وى زده او در هر زاويه از زواياى هستى اشياء موجود و مشهود مىباشد ، چه اگر موجودى از موجودات فرضاً او را گم كرده از دست بدهد ، مانند سايه كه جسم سايهانداز را از دست دهد ، وجود خود را از دست داده و در تاريكى عدم و نيستى ، فرو رفته است . براى اين كه عامّه مردم با افكار ساده خود اين حقايق را سوء تعبير ننمايند و قيمومت حقيقى لاهوت را نسبت به اين عالم به شكل « حلول » و به نحو اختلاط و امتزاج وجودى كه مخصوص اجسام است ، فكر نكنند در بيانات اهل بيت عليهم السلام اين مسئله با نفى « تشبيه » و « تعطيل » بيان شده است ، مىفرمايند : خدا حيات دارد نه مثل حيات ما ، علم دارد نه مثل علم ما ، قدرت دارد نه مثل قدرت ما و به همين ترتيب . . . . مىتوان گفت : كلمه « اللَّهاكبر » كه در اسلام به منزلهء شعار است براى حفاظت همين