السيد الطباطبائي
50
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )
انسان با نهاد خدادادى خود ، واقعبين است و تا زنده است از حصار فكر لحظهاى بيرون نمىافتد و هر چه دستگيرش مىشود همان فكر است . ولى در عين حال ، هرگز فكر را نخواسته پيوسته از فكر را مىخواهد و هيچگاه به فكر ( به اصطلاح خودمان ) « موضوعيّت » نداده مستقلش نمىگيرد و دائماً در پىواقعيت خارجى مستقل از فكر است . مانند كسى كه به صورت خود در آينه نگاه مىكند ، وى با اين كه مىداند آينه تصرفاتى در صورت مىكند - مانند معكوس نمودن و بزرگتر يا كوچكتر از واقع نشان دادن - باز سر و كارش با صورت خودش است ، نه صورت موهومى كه در شكم آينه قرار گرفته است . به هرحال انسان فطرتاً و غريزتاً واقعبين است ، حتى اشخاصى كه از راه بحث يا به واسطه عوامل ديگرى از اين اعتقاد منحرف شده مسلك سوفسطائيان يا شكّاكان را اختيار كردهاند ، وقتى كه مجموع افكار خود را در يك جمله جمعآورى كرده مىگويند : يا « در همه چيز شك داريم » يا « در بيرون از خود ترديد داريم » يا « جز فكر و انديشههاى خود چيزى نداريم » وقتىكه در سخنشان دقيق مىشويم ، مىبينيم اين جملهها را به عنوان يك خبر علمى و قطعى به ما مىرسانند و به مقصد واقعبينى مطرح مىكنند علاوه بر اين كه در زندگى روزانه ، مانند ماه ، با افكار خود معامله واقعنمايى مىكنند در جايى كه با منافع خارجىشان برخورد مىكنند ، به سوى آنها مىشتابند و در جايى كه با مضار مواجه مىشوند اجتناب مىورزند و هرگز با اين موارد معامله افكار ذهنى خالى از واقعيت نمىكنند و در نتيجه عملًا واقعبينى خود را تصديق مىنمايند . و حتى صاحبان مكتب « اصالت العمل » « 1 » كه ارزش واقعنمايى را از افكار سلب كرده تنها به ارزش عملى آنها قائلند ، وقتى كه خلاصه نظر خود را به ما اطلاع داده مىگويند : « افكار ارزش عملى دارند » خود اين فكر را با ارزش واقعى به ما تلقين
--> ( 1 ) پراگماتيستها