السيد الطباطبائي
13
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )
متأسفانه بقيهء مطالب كتاب ، به طور كلى « مفقود » گرديد و هرچه گشتيم پيدا نشد ؟ . . . اين امر ، البته حادثه تأسفآورى بود و هنگامى كه موضوع را با استاد علامه در ميان گذاشتيم ، معلوم شد كه معظمله ، نسخه ديگرى در اختيار ندارند كه اين امر ، بر تأسف ما افزود . . . ! . . . . سرانجام با راهنمايى استاد ، من از جناب آقاى دكتر نصر پرسيدم كه آيا ايشان ، با توجه به حضور دائم در جلسات بحث ، نسخهاى از بحثها را دارند يا نه ؟ و خوشبختانه ايشان گفتند : نسخهء تايپ شدهاى « براى خودشان » دارند ! . . . وقتى گفتيم كه نسخهء استاد گم شده است ، حاضر شدند كه كپى كاملى از نسخهء خود را به ما بدهند كه مجدداً خود مرحوم علامه طباطبائى ، پس از يك بار مرور كامل بر نسخهء تايپ شده ، آن را به اين جانب تحويل دادند كه به طور مستقل چاپ شود ، ولى حوادث داخلى - از جمله دستگيرى و تبعيد حقير از قم به انارك - به ما امكان نشر كتاب را نداد تا آن كه انقلاب اسلامى پيروز شد و اينجانب مأموريت سفارت واتيكان را عهدهدار شدم و هنگام سفر ، اصل كتاب و توضيحات تهيه شده توسط جناب آقاى احمدى را با خود به واتيكان بردم كه با « فراغ بال ؟ » توضيحات خود را در آن جا بنويسم و كتاب به دست چاپ سپرده شود . . . اما « حوادث خارجى » ! كمتر از حوادث داخلى نبود ، و پس از پنج سال اقامت در ديار غرب ، به هنگام مراجعت متن كتاب را هم با خود آوردم ! . . . تطبيق متن و اصلاح و تكميل توضيحات كتاب ، به موازات كارهاى ديگر ، موجب شد كه باز كار مدتى به درازا بكشد . ولى به هرحال موجب خوشوقتى است كه بالاخره كتاب به دست چاپ سپرده مىشود . و اى كاش چاپ و نشر كتاب ، در غياب استاد انجام نمىگرفت ، . . . گرچه در « تقدير » هيچ « تدبيرى » راه ندارد . البته ناگفته نبايد گذاشت كه متأسفانه باز هم در مراحل پايانى كار ، قسمتهايى از متن تايپ شدهء كتاب كه براى تحويل به چاپخانه در نزد برادرى بود ، « گم » ! شد و پس از تأخيرى زجرآور و طاقتفرسا ، و انتظارى دو ساله ، توانستيم بخشهاى