السيد الطباطبائي
58
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )
قوانين اسلامى در ميانشان داشت ، چه مىكردند و چه حالى داشتند ؟ آيا سرگرم فتوحات پى در پى ، و مست غنايم جنگى ، و به دست آوردن بردگان ، كه از گروه گروه اسيران جنگى به دست مىآوردند ، بودند ؟ يا اينكه اشتغال به ادب و شعر ، كه يك سليقهء عربى بود ، و خود صحابه نيز از آن ترويج مىكردند ، و خلفاى بنىاميّه و بنىعباس ، در برابر يك شعر بليغ يا يك نكتهء ادبى هزارها و دههزارها و صدهزارها دينار و درهم مىبخشيدند 65 ، و حفظ يك شعر يا يك خطبه ، از حفظ هزار حكم فقهى ، سودمندتر بود ! احاديث فقهى را تحتالشعاع قرارداد ؟ و يا اينكه دستهاى مرموزى در كار بود ، كه مردم را از اقبال به حفظ و دراست احاديث فقهى بازمىداشت ؟ در هر حال ، كمى احاديث و مدارك فقهى و ابهام ادلهء استنباط ، اثر نزديكى كه بخشيد اين بود كه فتاوى و آراى مختلف متناقض زيادى در ميان فقها پيدا شد ، و به فاصلهء كمى مسئلهء عمل به قياس و استحسان پيش آمده ، رواج يافت . پيدايش اين دو طريقه به واسطهء كمبود محسوس وسايل استنباط ، طبيعى و ضرورى مىنمود . با اينكه اين دو طريقه ظنى را در استنباط احكام ، از قوانين عادى و سيرتها و طريقههاى اجتماعى نيز ، هرگز استعمال نكرده و حجّت نمىگيرند ، در احكام اسلامى كه هيچگونه مسامحه را برنمىدارند ، استعمال كرده و حجّت مىگرفتند . و پس از چندى ، براى جلوگيرى و هرج و مرجى كه افكار فقهى به وجود آورده بود ، به فتاوى و آراى چهار نفر از فقها : مالك ، شافعى ، ابوحنيفه ، و احمدبن حنبل اجماع كردند ، و در نتيجه بحث تقليد بىچون و چرا گرديد ، و تا اين نزديكىها نظر آزاد ، در يك مسئلهء فقهى بدعت شمرده مىشد . فن تاريخ : نيز نظر به اينكه در اصل پيدايش ، شعبهاى از علم حديث بود ، در