السيد الطباطبائي

56

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

پيغمبر اسلام از جانب آفريدگار جهان آورده است جز حق و صواب نيست ؛ ولى اين فن از يك طرف سلسله‌اى از عقايد عاميانه را كه هم سطح افكار عامه بوده و با فهم‌هاى ساده ، از كتاب و سنت تلقى مىشود ، حقايق معارف عاليهء اسلامى فرض كرده و به دفاع از آنها پرداختند . چنان‌كه عده‌اى با اين كلمهء « ما اعتقاد سادهء عوامى داريم » افتخار مىكنند ! و از همين‌جاست كه مىبينيم بسيارى از متكلمين در مقام بيان فرق ميان بحث كلامى و فلسفى و ترجيح كلام بر فلسفه مىگويند : « كلام از احوال مبدأ و معاد بحث مىكند به نحو مطابق شرع و فلسفه هم همين بحث را انجام مىدهد ، خواه مطابق شرع باشد و خواه نباشد » ! البته ، لازم لاينفك اين روش اين است كه در هر مسئله ، نتيجهء دليل - كه همان عنوان مسئله است - قبل از بحث و اقامهء دليل ، مفروض‌الثبوت و مسلم قرار گرفته ، و در حقيقت توقفى به دليل نداشته باشد ؛ و در اين صورت فايدهء بحث تنها الزام خصم و خفه نمودن مدعى خواهد بود ؛ اما ، اعتقاد بحث كننده هيچ‌گونه توقفى بر دليل نخواهد داشت . به عبارت روشن‌تر : اعتقاد به اصل مسئله ، تنها متكى به تقليد از رجال مذهب بوده ، و بحث و استدلال يك نوع سرگرمى ، يا ورزش فكرى ، يا بازيچه قرار مىگيرد ؛ زيرا روش بحثى كه اول مدلول را فرض نموده ، و پس از آن ، دليلى را كه به مدلول مفروض دلالت كند ، جست‌وجو نمايد ، جز سرگرمى و ورزش فكرى يا بازى با حقايق ، عنوانى ندارد . به كار بستن اين روش در بحث‌هاى علمى ، مانند اين است كه انسان نسبت به كارى اول تصميم بگيرد ، و پس از آن با دوستان خود به مشاوره بپردازد ! و از طرف ديگر ، اهل هر مذهب از مذاهب اسلامى ، اجماع اهل آن مذهب را به اعتقادى كه در ميانشان داير است حجّت گرفته و در رديف كتاب و سنت قرار دادند ، و