السيد الطباطبائي

32

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

حضرت كليم ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسيح و حضرت محمد صلى الله عليه و آله اذعان ننموده و رابطهء مزبور را قطع مىكند و هم‌چنين نصارى در حضرت مسيح متوقف شده ، و اهل سنت از مسلمين نيز در حضرت محمد صلى الله عليه و آله وقوف كرده و با ختم نبوت در ايشان ، ديگر رابطه‌اى ميان خالق و خلق موجود نمىدانند ، و تنها مذهب تشيع است كه نبوت را با حضرت محمد صلى الله عليه و آله ختم شده مىداند ، ولى ولايت را كه همان رابطهء هدايت و تكميل مىباشد ، بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مىداند . رابطه‌اى كه از اتصال عالم انسانى به عالم الوهى كشف نمايد ، به واسطهء دعوت‌هاى دينى قبل از موسى و دعوت دينى موسى و عيسى و محمد صلى الله عليه و آله و بعد از حضرت محمد صلى الله عليه و آله ، به واسطهء ولايت جانشينان وى ( به عقيدهء شيعه ) زنده بوده و هست و خواهد بود ، او حقيقتى است زنده كه هرگز نظر علمى نمىتواند او را از خرافات شمرده و از ليست حقايق حذف نمايد . به عقيدهء من ، همهء اديان حق بوده و يك حقيقت زنده‌اى را دنبال مىكنند و همهء اديان در اثبات اصل وجود اين حقيقت زنده مشتركند . آرى ، تنها مذهب تشيع است كه به زندگى اين حقيقت ، لباس دوام و استمرار پوشانيده و معتقد است كه اين حقيقت ميان عالم انسانى و الوهى براى هميشه باقى و پابرجاست . اين نظر من است ، آيا شما نيز نظرتان در اين باب همين است ؟ نويسنده گفتم : آنچه از نظر اسلام ، مىتوان گفت آن است كه نظريهء اثبات صانع نظريهء حقى است كه ميان همهء اديان گذشته مشترك‌فيه است ، ولى دينى كه ارزش دين حقيقى را داشته و مىتوان نام دين آسمانى به رويش گذاشت ، دينى است كه در وى تنها خداى يگانه پرستش شود و رابطهء نبوت را اثبات كرده و معادى قائل شود ( اصول سه‌گانهء توحيد ، نبوت ، معاد ) و اين همان اديان چهارگانهء يهوديت و نصرانيت و مجوسيت و اسلام است . آنچه از لوازم احترام و تعظيم مىتوان در حق يك دين واقعى روا داشت ، اسلام در