السيد الطباطبائي
21
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )
چه اگر هر فردى از شما پرهيزكار و راستگو و امانتدار باشد و با مردم خوشرفتارى كند و گفته شود كه اين شيعه « جعفرى » است ، ما از او مسرور و راضى مىشويم و آنگاه همه مىگويند چنين است تربيت و پرورش جعفر ، و اگر كسى اين چنين نباشد ، زشتى و ننگ كارهاى او به نام ما تمام مىشود . . . « 1 » . در اينجا اين سؤال مطرح مىشود كه : با اينگونه تعليمات صلحطلبانه و انساندوستانه ، پس تكليف ما در قبال افرادى چون : ابن تيميه ، احمدامين مصرى ، موسى جاراللَّه ، محمد ثابت ، محبالدين الخطيب ، عبداللَّه بن باز ، ابراهيمالجبهان ، دكتر ابراهيم على شعوط « 2 » و افراد ديگرى از اين قماش ، چيست و رفتار ما با آنها چگونه بايد باشد ؟ ترديدى نيست كه سمپاشىها و غرضورزىهاى اينگونه افراد - در گذشته دور و در عصر ما نيز - باعث شده كه شيعه در نظر « عوام سنّى » افرادى « دمدار و سمدار » « 3 » جلوه كند و گروهى هم شيعيان را مردمى « مشرك » يا « غالى » بپندارند و نهايتاً دو جامعه اسلامى - شيعه و سنّى - هرچه بيشتر از يكديگر فاصله بگيرد تا آنجا كه گاهى با اين پرسش روبهرو شويم : « آيا قرآن شيعهها با قرآن سنّىها يكى است » ؟ « 4 » . . . و در نتيجه « استعمار » و ايادى آن بتواند از وضع موجود بهرهمند شود و آتش اختلاف را شعلهورتر سازد و خود هميشه حاكم گردد . . . آرى ، در اين امر هيچگونه ترديدى نيست ، ولى چه بايد كرد ؟ به نظر ما به جاى « مقابلهء به مثل » بايد كار اساسى انجام داد ما در
--> ( 1 ) . اصول كافى ، با ترجمهء فارسى ، چاپ تهران ، ج 4 ص 460 ( 2 ) . اخيراً كتابى منتشر ساخته است تحت عنوان : اباطيل يجب أن تمحى من التاريخ ! و خزعبلاتى از همان قماش داردكه مىدانيم . . . ( 3 ) . ر . ك : مقدمهء اصل الشيعه و اصولها ، تأليف آية اللَّه كاشف الغطاء ( 4 ) . مطلبى است كه نگارنده بارها آن را از افراد غيرشيعى در خارج از كشور ، و حتى از شخصيتهاى معروف برادراناهلسنت كه از « قم » ديدن كردهاند ، شنيدهام