السيد الطباطبائي

65

رسائل توحيدى ( فارسى )

گردد ، « عظيم » و « كبير » خواهد بود ، و اگر با توجه به دنائت وپستى كه دارد به او انتساب يابد ، « علىّ » ، « اعلى » و « متعالى » مىباشد . و اگر توهّم مقاومت از ناحيه متعلق قدرت ، واعمال قدرت واحاطه از طرف اوشود ، « مقتدر » مىباشد . و اگر كيفردادن نيز برآن افزوده شود ، « ذوانتقام » مىباشد . و كسى كه تمام اين اوصاف را دارد ، « مجيد » خواهد بود . و اگر چنين وصفى براى ذاتش منعكس شود ، « متكبر » مىباشد . و اگر قادر خالق رحمان ، از آن جهت كه هرچيزى را با رحمتش به كمالش مىرساند ملاحظه شود ، « ربّ » خواهد بود . و ربّ از آن جهت كه عدم را شكافته و هستى را از دل آن بيرون مىآورد ، « فاطر » مىباشد . و از آن جهت كه امراو ، شگف‌ترين امور است ، « بديع » مىباشد . آن‌گاه او « فالق الحبّ والنّوى و فالق الاصباح » ( اصباح همان سپيده دم صبح است ) مىباشد و اين‌ها از نام‌هاى خاص اويند . و از آن جهت كه او ، هراس از تاريكىهاى عدم و هر كمبود وخطرى را ، ايمنىبخش است ، « مؤمن » مىباشد . و از آن جهت كه آنچه مىآفريند ، آسيب رسان نيست ، « سلام » است . و از آن جهت كه آنچه افاضه مىكند ، هديه‌اى است بى چشم‌داشت ، « وهّاب » مىباشد . و از آن جهت كه پس از به وجود آوردن وجودات ، آنچه راكه مايهء استمرار بقايشان مىگردد ، مىآفريند ، « رزّاق » مىباشد . و از آن جهت كه بخشش او ، كمبودى را در او به‌وجود نمىآورد ، « واسع » است . و از آن جهت كه براى بخشش‌هايش زمان تعيين كرده است ، « مقيت » مىباشد .