السيد الطباطبائي
40
رسائل توحيدى ( فارسى )
فصل اول : تقسيم اسماء الهى در رسالهء توحيد ، دانستيم كه خداوند سبحان ، آن وجود نابى است كه همهء كمالات وجودى را دارد . بنابراين ، هر آنچه مغاير با او فرض كنيم به او ، باز مىگردد ، از اين رو ، او را وحدتى است كه عين ذاتش است ، به گونهاى كه فرض دوم براى او ، محال مىباشد . پس در آن موطن نه تعدّدى است و نه اختلافى ، و هيچ نحوهء تعيّن مصداقى يا مفهومى ( به معناى محدوديت به يك حدّ و مرز فرضى ) در آنجا راه ندارد ؛ بلكه هر تعيّنى در نظر گرفته شود ، خواه مفهومى و يا مصداقى ، پس از اين مرحله ، مفروض خواهد بود . و آن ذات ، چون دربردارنده حقيقت همهء كمالات وجودى است ، متّصف به همهء آنها مىباشد ؛ درنتيجه ، به همهء آنها ناميده مىشود ، و آنها نامهاى او خواهند بود ؛ زيرا اسم ، همان ذات است كه همراه با پارهاى از اوصافش درنظر گرفته شده است . بنابراين ، او با توجّه به ذاتش و بدون توجّه به هر چيز ديگرى ، به آن كمالات ، متصف شده و به آنها ناميده مىشود و مفاهيم آنها از ذات او بدون لحاظ هرچيز ديگرى ، انتزاع مىگردند . وآنگاه كه وجودهاى تراويده از ذات اقدس إله با او ملاحظه شوند ، بين آن وجودها و اسماء ذاتى او - جلّت اسمائه - نسبتهايى هويدا مىگردد كه همچون رابطههايى ، آن وجودها را با اسماء الهى ، مرتبط مىكنند ، نه با خود ذات اقدس إله ؛ زيرا مقام ذات ، از همهء تعيّنات و نسبتها منزّه است . خلاصه ، در آنجا تعيّنات و وصفهاى ديگرى ظاهر مىشود ، و مفاهيم ديگرى انتزاع مىگردد ، كه به قسم اوّل مىپيوندد ؛ مانند : آفريدن ، روزى دادن ، رحمت ، كرم ، لطف بازگرداندن ، آغاز كردن ، زنده كردن ، ميراندن ، مبعوث كردن ، حشرونشر و ديگر اسماء . اين مفاهيم ، اسماء فعلى هستند كه رتبهء آنها پس از ذات واسماء ذاتى مىباشد