السيد الطباطبائي
33
رسائل توحيدى ( فارسى )
معلّم ثانى ، ابونصر فارابى و رئيس انديشمندان بوعلى سينا شرحش دادند و صدرالمتأليهن در كتابهايش برآن بود . اصولى كه صدر المتألهين ، پايهگذارى كرد ، عبارت است از اينكه : « وجود ، يك حقيقت تشكيكى است كه مراتب آن از جهت شدّت و ضعف ، متفاوتند ؛ ضعيفترين مرتبه ، هيولاى نخستين وقوىترين و شديدترين آن ، وجود واجبى است كه از جهت قوّت و كمال ، نامحدود است . تمام اين مراتب ، تحقيق دارند ، اما در مقايسهء با بالاترين مرتبه ، يعنى مرتبه واجبى ، وجودشان ، رابط و غير مستقل بوده ، نه موضوع حكمىقرار مىگيرد و نه محمول آن ؛ بلكه در پرتو نور و درخشش آن وجود واجبى ، محو و مستهلكند » . از آنچه آورديم ، روشن مىگردد كه اثبات كاملترين درجهء توحيدِ خداوند سبحان ، او ويژگىهاى آئين مقدس اسلام است و اين همان مقام محمدى است كه ويژهء محمد و خاندان پاك او عليهم السلام مىباشد و ميراثى است براى كسانى از امّت او كه به مقام ولايت ، بار مىيابند . فصل سوم : فطرى بودن توحيد ذاتى ، ولايت مطلقه و نبوت عامّه توحيد ذاتى بيان شده ، امرى است كه انسان ، با شهود تامّ و ساده ، آن را مىيابد ؛ زيرا انسان به مقتضاى اصل فطرت ، وجود را ذاتاً درك مىكند و نيز درك مىكند كه هر تعيّنى ازيك اطلاق و بى قيدىاى ، ناشى مىگردد ، زيرا مشاهدهء مقيّد ، بدون مشاهدهء مطلق نيست . ونيز مشاهده مىكند كه هر تعيّنى - خواه درخودش و يا در ديگرى - ذاتاً وابسته ومتكى به اطلاق است ؛ درنتيجه ، مطلق تعيّن وابسته وقائم به اطلاق تام و كامل خواهدبود . و همچنين ، لزوم فروتنى و خضوع و تلاش ، تعيّنش براى اطلاق خود ، و نيز خوبى امور خوب و بدى امور بد را درخود مىيابد ؛ و همچنين درك مىكند كه