السيد الطباطبائي

22

رسائل توحيدى ( فارسى )

اين يكى است و آن ديگرى دوم . بنابراين ، دركنار وجود خداوند سبحان ، وجودى نيست مگر آن‌كه وابسته و قائم به وجود او مىباشد ؛ همان‌طور كه درحديث موسىبن جعفر عليهما السلام آمده است : كانَ اللَّهُ وَلا شَيءَ مَعَهُ وَ هُوَ الآنَ كَما كانَ ؛ « 1 » خداوند بود ، درحالى كه چيزى با او نبود ، واو اكنون هم مانند سابق است . د ركتاب توحيد « 2 » و معانىالاخبار « 3 » و احتجاج « 4 » آمده است كه امام صادق عليه السلام در پاسخ ملحدى كه پرسيده بود : خداوند چيست ؟ فرمود : هُوَ شَيءٌ بِخَلافِ الأَشْياءِ ، ارْجِعْ بِقَوْلي : شَيءٌ إِلى إِثْباتِ مَعْنىً ، وَأَنَّهُ شَيءٌ بِحَقيقَةِ الشِّيْئِيَّةِ غَيْرَ أَنَّهُ لا جِسْمٌ وَلا صُورَةٌ ؛ خداوند چيزى است بر خلاف ديگر چيزها ، به عبارت ديگر : ثابت كردن معنايى است ، و اين‌كه او شيئى است به حقيقت شىء بودن ، جز اين‌كه جسم وشكل نيست . 3 . روايات ديگرى كه درباره توحيد خداوند است ، دركتاب توحيد و امالى و ديگرجوامع روايى با سند متّصل از امام رضا عليه السلام نقل شده است كه در خطبهء خود فرمود : أَحَدٌ لا بِتَأْويلِ عَدَدٍ ، ظاهِرٌ لا بِتَأْويلِ الْمُباشَرَةِ مُتَجَلٍّ لا بِاسْتِهْلالِ رُؤْيَةٍ ، باطِنٌ

--> ( 1 ) . اين حديث را همراه با ضميمه « و الآن كما كان » درجوامع روايى نيافتيم ، و به نظر برخى از اساتيد بزرگوار ، اين ضميمه جزء حديث نيست ، گرچه محتواى آن صحيح وقابل استفاده از احاديث ديگر و بلكه همين حديث مىباشد . مرحوم صدوق در كتاب توحيد ( باب 1 ، ص 67 ) جمله « كان اللَّه ولا شيء معه » را از امام باقر عليه السلام نقل كرده است . فيض كاشانى رحمه الله دركتاب كلمات مكنونه ( ص 33 ) مىنويسد : جنيد كه حديث « كان اللَّه و لم يكن معه شيء » [ را ] شنيد ، گفت : « الآن كما كان » ؛ همانا اين ضميمه در حديث مندرج است ، و « كان اللَّه » در آن از قبيل « وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً » * است ( 2 ) . توحيد ، باب 36 ، ص 244 ، ح 1 ( 3 ) . معانىالاخبار ، باب 8 ، ص 8 ، ح 1 ( 4 ) . الاحتجاج ( احتجاجات امام صادق عليه السلام ) ، ج 2 ، ص 332