السيد الطباطبائي

84

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و حديث مى فرمايد : إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فَعَلَى الْعَالِمِ أَنْ يُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ سُلِبَ نُورَ الْإِيمَان « 1 » : وقتى كه بدعت ها ظاهر شوند بر عالم واجب است كه علمش را ظاهر كند . و اگر نكند ، ايمان از او سلب مىشود . از قديم علماى ما ( از شيخ صدوق و مفيد تا به امروز ) در قبال اين بدعت ها مقاومت عالمانه كرده اند ، اخيراً برخى ها - بقول خودشان - حال و حوصله دردسر ندارند ، و در صدد رفاه دنيوى خود هستند ، به اين وظيفه اساسى خود كه عامل قوام دين است عمل نمى كنند . زيرا طوفان ارتجاع به حدى شديد شده حتى شيطان مظهر خدا شده ، افراد بر جان خود نيز بيمناك اند . براستى عمل به اين وظيفه بزرگ ، بشدت خطرناك شده است و نيازمند از جان گذشتگى است . اينان در ضمير شان خودشان را با « تقيّه » دلخوش مى كنند . در حالى كه در مواقعى كه خطر به اصل و اصول دين مى رسد ، جائى براى تقيه وجود ندارد . و حكمت آفرينش « حماس بزرگ كربلا » همين است وقتى كه خطر اصل و اصول دين را هدف مى گيرد بايد از جان ، مال ، اولاد ، خانواده ، طفل صغير شش ماهه نيز گذشت و از هياهوى عوامانه برخى از اهل بحث و غوغاى عوام ، نهراسيد . اگر معنى تقيّه آن طور كه اين برخى از علما معنى مى كنند بود هيچكدام از ائمه ( ع ) شهيد نمى شدند . لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ

--> ( 1 ) - عيون الاخبار ، ج 1 ص 112 - بحار ، ج 48 ص 252 .