السيد الطباطبائي

81

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ثانياً : حال كه آمده اند مى بايست مردم جهان را به ارسطوئيسم دعوت مى كردند و در تكامل آن مى كوشيدند . مگر معناى نسخ و عدم نسخ ، غير از اين است ؟ قرآن ، خودش را « تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ » مىداند ، آيا فكر و فرهنگش ناقص است تا به وسيله ارسطوئيات و بودائيات ، تكميل و ترميم شود ؟ . قرآن كه پيامبرش محمد ( صلّ الله عليه و آله ) را تبيين كنند همان « تبيان » مىداند ، يعنى « تبيان اندر تبيان » . آيا نيازمند شرح و بيان به وسيله ارسطوئيات و بودائيات است ؟ ! ! اينك : ى ك نگاه به جامعه امروزى خودمان و مراسمى كه در مساجد برگزار مى كنيم و با پيكرهاى آراسته و مرتب و كاملًا مؤدبانه در برابر صاحب مراسم قرار مى گيريم و اگر او متوجه نباشد هيكل و جسم مان را به او نشان مى دهيم ، داشته باشيم . و يك نگاه به عرصه فكرى و فرهنگى مان در آموزش ها ، در گفتمان ها ، در محاورات علمى و معمولى ، بيندازيم كه همه جا و در هر جريده و مطبوعه اى ، راديو و تلويزيون ، اصول و فروع ارسطوئيات و بودائيات همه جا را گرفته اند . حتى در مطبوعات و راديو و تلويزيون بارها به صراحت نوشتند و گفتند : شيطان مظهر خدا است . اين گزافه به هر معنى و با هر تاويل ، آيا با توحيد قرآن و اسلام سازگار است ؟ امروز هيچ چيزى بى صاحب تر و بى دفاع تر از قرآن و اسلام نيست ؛ اين چه علمى است ؟ علم بر عليه علم ، هدايت بر عليه هدايت ، اسلام بر عليه اسلام ، حتى قرآن بر عليه قرآن ، توحيد بر عليه توحيد « 1 » و . . .

--> ( 1 ) - وقتى افرادى كه نه زحمتى در انقلاب متحمل شده اند و نه بازداشت و تبعيد شده اند و نه شهيد داده اند ، و نيز برخى افراد كه زمانى با انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى همراه بوده اند اما اكنون به دليل ثروت اندوخت شان ، همه چيز را فداى خودشان مى كنند ، اين انتقاد بنده را مى بينند فوراً مى خواهند به نا محرمى بنده و انقلاب و جمهورى اسلامى و ولايت فقيه ، اشاره كنند . در حالى كه علاوه بر هم مشقات كه در راه انقلاب و نظام جمهورى اسلامى و ولايت فقيه متحمل شده ام ، با كمال صراحت اعلام مى كنم : هيچ كسى از اين اصول و نيز مرجعيت ، آن طور كه من در كتاب « مكتب در فرايند تهاجمات تاريخى » دفاع علمى و مستدل كرده ام ، نكرده است . علاوه بر ديگر نوشته هايم . اتفاقاً ارج نهادن و گرامى داشتن و دلسوز بودن به اين اصول و حراست از اين اصول ، ايجاب مىكند كه انتقادات مذكور را داشته باشيم .