السيد الطباطبائي

72

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

وسيله : ارسطوئيان عقل اول و حتى عقول عشره را ( موجودات با عقل و اراده - در حالى كه خداى شان فاقد اراده است - دانسته و ) وسيل آفرينش وجود هم موجودات ، مى دانند . اما مجلسى ارواح پيامبر ( ص ) و آل ( ع ) را وسيله نيل به توفيقات ، مىداند ؛ موفقيت در علم ، موفقيت در تقوى ، موفقيت در ايمان و كمالات انسانى . يعنى همان كه در دعاى توسل مى گوئيم « و توسّلنا بك الى الله . . » . اين كجا و آن كجا ؟ - ؟ همانطور كه در پاراگراف آخر صفح 103 بيان كرده و ارسطوئيان را از بهرمندى از اين فيض توسّل ، محروم دانسته است . پرسش : خيلى از ارسطوئيان بل هم صدرويان ما دعاى توسل نيز مى خوانند . پاسخ : درست است آنان نيز اهل بيت ( ع ) را وسيله قرار مى دهند ، مى گويند : عقول عشره به جاى خود ، اين يكى هم علاوه بر آن . پرسش : پس چرا مجلسى ( ره ) مى گويد : چون اينان اهل توسل نيستند امور براى شان ملبّس و مشتبه مىشود - ؟ پاسخ : هر توسل قبول نمى شود ، پيرو ارسطو بايد به ارسطو متوسل شود نه به اهل بيت ( ع ) . در مثل مناقشه نيست : گويند در آن زمان كه اكثر مردم ايران سنّى بودند ، يك سنّى بنام جان على مى رود پيش استاد مهر ساز و مى گويد : مهرى براى من بساز در قالب يك شعر . استاد هم كه سنّى بود مى پرسد : نامت چيست ؟ مى گويد : جان على . استاد مى پرسد : سنّى هستى ؟ مى گويد : بلى . استاد مى گويد : خيلى خوب پس فردا بيا مهرت را بگير . جان على مهر را گرفت و با مركّبى كه روى ميز كار استاد بود رنگين كرد و روى كاغذ منعكس ساخت ، ديد نوشته است : آن كس كه تو را جان على نام نهاده * خُل بوده ، غلط كرده ، تو جان عمرى