السيد الطباطبائي

651

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

درست است : ملاصدرا بلائى بر سر معاد آورده است كه پيروانش نه مى خواهند و نه مى توانند مانند ابن سينا جوانمردانه سخن بگويند ، به ندانستن خودشان اعتراف كنند . لذا اصل و اساس محشر و معاد را انكار مى كنند و هيچ اعتنائى به صادق مصدّق ( ص ) هم ندارند . قرآن را تاويل نمى كنند ، به طور واضح تحريف مى كنند . اگر كسى يكى از كتاب هاى اين آقا را همانطور تفسير كند كه او آيات معادى قرآن را تفسير مىكند ، بى ترديد اين آقا از آن تبرّى خواهد جست و طورى عصبانى و برآشفته مىشود كه حتماً شكايت هم مىكند ، تا طرف را محاكمه كند . و خواهد گفت : اين آقا كتاب من را طورى معنى كرده است كه كتاب هيچ ديوانه اى را اين گونه معنى نمى كنند . اين صدا و سيما ( با اذعان و تشكر از فعاليت هاى گسترد مفيدش ) چه كار مىكند ؟ ! به كجا مى رود ؟ ! به صراحت بايد گفت به طور ندانسته معاد اسلام را تحريف مىكند . كسى كه حتى گوشه اى از كيهان شناسى و هستى شناسى اسلام را نمى داند ، چگونه و چرا وارد بحث معاد مىشود ؟ ! بايد گفت : نه تنها كره زمين از بين خواهد رفت بل هم ميلياردها كهكشان با هم منظومه هايش از بين خواهند رفت ، هم محتواى آسمان اول به « مِهل » : گاز و مذاب تبديل خواهند شد . حتى اگر ( بر فرض ) كر زمين باقى هم بماند ، سطح آن گنجايش آن همه مردم محشر را ندارد . بحث معاد هم دانش گسترده مى خواهد ( نه تخيلات ارسطوئى ) ، و هم عقل بزرگ ( نه ذهنى كه ارسطوئيان آن را عقل مى نامند ) . كسانى كه يك گام در فهم كيهان شناسى و هستى شناسى قرآن ، پيش نرفته اند ، خواه ارسطوئى باشند و خواه غير ارسطوئى ، چرا به خود اجازه مى دهند كه در مهم ترين و اساسى ترين و دقيق ترين و در عين حال بزرگ ترين مسئل هستى شناسى و كيهان شناسى قرآن بحث كنند ؟ !