السيد الطباطبائي

643

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

از آن را به يكى از ده كوه بگذار . سپس منقار هر كدام از آن ها را در دست بگير و فراخوان ، با سرعت به طرف تو مى آيند . ابراهيم چنين كرد آن ها را به ده كوه قسمت كرد ، آن گاه فراخواند و گفت : اجابت كنيد من را باذن الله تعالى ، آن اجزاء جمع شده و اجزاء گوشت و استخوان هر كدام با همديگر تاليف يافته تا سرش ، و به سوى ابراهيم پرواز كردند . در اين وقت ابراهيم گفت : انّ الله عزيز حكيم . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : از اين حديث و حديث هاى ديگر ، ظاهر مىشود كه ابراهيم ( ع ) با اين خواسته اش ، مى خواست پاسخى براى شبهه اى كه ملحدان و منكران معاد ، ايجاد مى كردند ، پديد آيد . آنان مى گويند : اگر انسانى ، انسان ديگر را بخورد ، و آن غذا جزئى از بدن او شود . اجزاء خورده شده يا بايد با بدن آكل به معاد بيايد يا در بدن مأكول . با هر كدام بيايد ، ديگرى عين خود نخواهد بود . سپس مرحوم مجلسى وارد بحث « آكل و مأكول » مىشود . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : آن چه از سياق آيه ظاهر مىشود ، اين است كه ابراهيم ( ع ) فقط كيفيّت و چگونگى زنده كردن را مى خواست كه خداوند متعال برايش نشان دهد ، نه اصل زنده كردن را . همانطور كه گفتارش : « رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى » دلالت مىكند . و ميان اين دو امر ( كيفيت زنده كردن ، و اصل زنده كردن ) فرق هست . و آن چه مولف ( مجلسى ) قدس سرّه ، گفته ( همانطور كه كثيرى از مفسرين نيز چنين گفته اند ) در فرض دوم ، صحيح مىشود . در حالى كه مراد آيه ( فرض دوم ) نيست . و ما اين مطلب را در تفسير الميزان بيان كرديم به طورى كه بيش از آن ، نياز نيست . پس مراجعه كن .