السيد الطباطبائي
635
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
باشد و يا مادى باشد ، معنى و معانى مانند معارف ، همه چيز معدوم مىشود مانند آن چه كه در آغاز خدا بود و غير از خدا چيزى نبود . زيرا ادلّ شان چنين ايجاب مىكند ) . و آن نصوص كه ظاهرشان بر اين ( انعدام همه چيز ) دلالت دارد ، به وسيل نصوص ديگر كه با آن ها معارض هستند ، تفسير و تبيين مى شوند . و اما احاديث صور : اين حديث ها خبرهاى واحد هستند كه به حد تواتر نمى رسند . و قرآن نيز جزئياتى را كه در آن ها دربار اوصاف صور آمده ، تأييد نمى كند . و همچنين قرآن آن امورى را كه مطابق اين حديث ها در اثر نفخ صور واقع خواهند شد ، تأييد نمى كند . و بر حجّيت اخبار آحاد ، در غير از احكام فقهى كه معارف اصولى هستند ، دليلى وجود ندارد ، نه از طريق سير عقلاء و نه از طريق شرع . همانطور كه در علم اصول فقه بيان شده است . پس واجب اين است كه ايمان داشته باشيم به اجمال آن چه اراده شده از صور . زيرا در كتاب خدا آمده است . اما حديث ها ( ى صور ) : پس واجب اين است كه در برابرشان تسليم شويم ( آن ها را سالم دانسته و بپذيريم ) و مردود ندانيم ( زيرا نه مخالفتى با قرآن دارند و نه مخالفتى با ضرورت عقلى ) و علم آن ها را به خدا و رسول و ائمّ اهل بيت ( صلوات الله عليهم ) واگذار كنيم . بررسى : حق با علامه طباطبائى است و جائى براى ترديد و احتمال كه مرحوم مجلسى مى گويد ، وجود ندارد . گرچه نظر او مبتنى بر اقوال مختلف علماى مختلف است . يعنى اين استدلال علامه طباطبائى پاسخ كامل است بر هم آنان كه به انعدام قائل هستند ، يا آن را محتمل مى دانند . در پيرو سخن مرحوم طباطبائى بايد نكته اى ياد آورى شود : علوم روز به ويژه دانش كيهان شناسى در اصول مسلّمش ( نه فرضيه ها ) برخى از حديث هاى صور را به خوبى معنى