السيد الطباطبائي
630
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
خورد و تنها ره آوردش پروتستانت گشت كه باز به هر معنى يك دين بود كه خدا و نبوت را مى پذيرفت . جريان شكست خورد دين ستيزى نسخ ديگر در پيش گرفت با عنوان « تجربه دينى » و به حذف نبوت ها قانع گشت . اين نسخه نيز در عرص مردمى غرب به جائى نرسيد . اما ترجمه كتاب هاى شان مانند سيل به ممالك اسلامى سرازير گشت . اين دينِ « خدا آرى ، نبوت نه » به عنوان يك پروژه براى بى دين كردن جامعه اسلامى ، روى ميز محافل جاسوسى قرار گرفت تا با حمايت هاى مالى و رسانه اى در قالب تبيين هاى به ظاهر علمى به خورد مغزهاى مسلمان داده شود . كاتوليك ها و پرتستانت ها كه خودشان اين نسخه را نيز در جامعه خودشان باشكست مواجه كرده بودند ، كوشيدند با حمايت قدرت هاى مالى و سياسى ، آن را ميان مسلمانان رواج دهند . هانرى كربن كاتوليك فرانسوى مامور عملياتى كردن اين پروژه در ايران شد و كارش را به عنوان مشاور فرهنگى فرح پهلوى ، شروع كرد . كربن با هوشمندى كامل ، در ايران چيز ديگرى يافت كه فراتر از يك پروژه بود كه مى توانست به عنوان يك « پروسه » در جاى آن پروژه تحميلى قرار گيرد و موفق شود . در هميشه تاريخ ، پروژه هاى اجتماعى و فرهنگى ، توفيق نيافته اند كه دو نمونه اش « دين پيشنهادى » اگوست كنت و « دين سنديكائى » اميل دوركيم است . اما پروسه ها توفيقاتى داشته اند . زيرا به هر صورت با نسبتى با فرهنگ و آئين مردم رابطه داشته اند . اين يافت كربن همان « آميز ارسطوئيات و بودائيات » بود كه تخم آن از زمان ملاصدرا در ايران كاشته شده بود . به گفتگوى كربن با دكتر حسين نصر كه روزنامه شرق 16 / 10 / 1382 سال اول ، شماره 99 ، از زبان دكتر سيد جواد طباطبائى كه با كربن رفت و آمد خانوادگى داشته ، آورده است ، توجه كنيد :