السيد الطباطبائي
607
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
طوروس در تركيه ، آن گاه بر سوريه و عراق مى گذرد . سپس با دجله يكى شده از مجموع آن دو ، شط العرب به وجود مى آيد و به درياى عمان مى ريزد . در توراتى كه امروز هست ، توجه ويژه اى به اين رود و مباركى آن و قداستش ، شده است ، و آن را از رودهاى بهشت مىداند . و اين چيزى است كه احتمال دسيسه در اين حديث را موكّد مىكند . و همچنين احتمال دسيسه را در حديث هائى كه به مضمون اين حديث نزديك هستند ، موكّد مىكند . و اگر اين حديث ، صحيح و مورد قبول ( مقبوله ) باشد ، مراد اين است كه بودن بهشت دنيا در ارمنستان شبيه آتش است در برهوت . و مراد از بهشت و آتش در قبرها ، كنايه است از نوعى تعلّق آتش به قبرها . بررسى : سند حديث يك سند قوى است . اما پيام آن همانطور كه مرحوم طباطبائى فرموده ، گويا بر گرفته از تورات امروزى ( تحريفى ) است . و كاملًا به آن افسانه ها شباهت دارد . و يك تعبيرى نيز در آن هست كه با ادبيات اصحاب ائمه طاهرين ( ع ) تناسب ندارد : مى گويد : پرسيدم از امام : . . . . . سپس مى گويد : امام فرمود - و من مى شنيدم - : . . . بديهى است كسى كه سؤالى را مى پرسد ، جواب آن را مى شنود . اين « و من مى شنيدم » يعنى چه ؟ اين تعبير در ادبيات اصحاب در جائى مى آيد كه راوى بگويد : فلانى از امام پرسيد ، امام شروع به پاسخ كرد و من مى شنيدم . يعنى پرسش كننده ، كسى غير از خود راوى باشد . اشكال ديگر در متن حديث اين است كه از زبان امام ( ع ) آمده كه فرات از مغرب مى آيد . در حالى كه مسير فرات در فلات آناتولى ( تركيه ) از شرق به غرب است ، سپس به جنوب برگشته به سوريه مى رود آن گاه از سوريه به طرف جنوب شرق مى رود . اين فقط مردم عراق هستند كه جريان آن را از جانب مغرب مشاهده مى كنند .