السيد الطباطبائي

598

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

كه او متاسفانه تحت تاثير ارسطوئيان روح را مجرّد مىداند « 1 » . و در مباحث گذشته بيان شد كه هيچ چيز ( غير از خدا ) مجرد نيست و در اين مبحث نيز اشاراتى خواهد شد . 3 - به نظر مرحوم مجلسى تناسخ دو نوع است : يك : مانند آن كه برخى هندى ها معتقدند كه هنگام مرگ انسان ، روح او در بدن يك انسان ديگر ، يا مرغ و حيوان ديگر از نو به دنيا مى آيد و زندگى مىكند و از اين قبيل باورها . به نظر مجلسى ( ره ) اين نوع تناسخ مردود است . دو : داخل شدن روح در يك قالب مثالى در عالم برزخ : چون به معنى برگشت به زندگى دنيوى نيست و سرانجامش به محشر و قيامت مى رسد ، چنين تناسخى ممكن است مردود نباشد . اولًا : بايد روشن شود آيا آن جسم مثالى يك خلقت و يك پديده است يا نيست ؟ - ؟ اگر نيست ، پس بحثى نداريم و اگر هست ، پس يك خلقت جديد است و دقيقاً عين تناسخ است كه مكتب اهل بيت ( ع ) شديداً تناسخ را رد كرده است . ثانياً : روح چه نيازى به جسم مثالى دارد كه از نو به آن داخل شود ؟ ثالثاً : اگر به يك جسم مثالى ديگر داخل شود ، بايد براى حضور در محشر ( كه بايد به بدن خودش وارد شود ) از نو بايد آن جسم مثالى بميرد و روح از آن خارج شود تا به بدن خود داخل شود . كدام آيه يا حديث بر اين مرگ مجدّد دلالت دارد ؟ و كدام دليل عقلى بر تاسيس چنين اصل و اضافه كردن آن به اصول اعتقادى ما وجود دارد ؟ اما جسم مثالى يا قالب مثالى : مگر روح پيش از ورود به بدن ، و نيز در طول زندگى انسان ، جسم نبود كه در برزخ از نو مجسّم شود ؟ به شرح رفت كه خود روح از آغاز

--> ( 1 ) - با اين كه خودش در مبحث شماره 3 ، اعتراف كرد كه دليلى بر وجود شيئ مجرّد ( غير از خدا ) وجود ندارد . البته در اين جا نيز به صورت احتمال ، گفته است .