السيد الطباطبائي

579

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

3 - تزاحم فعلى : تزاحم در فعل و كار نيز از مسلّمات است : يك سيب بهشتى را كه آقاى زيد مى خورد ، ديگرى نمى تواند همان سيب را بخورد ، همين طور است پرورش و تربيت يك چيز . با بيان ارسطوئيان : يك معلول نمى تواند معلول دو علّت باشد . زيرا وقتى كه يك علّت تامّه شد ، معلول وجوباً به وجود مى آيد ، و تداخل دو علّت تامّه در يك معلول ، محال است . يعنى علّت ها با همديگر در تزاحم بل در تضاد ، بل در تناقض هستند . آيا بهشت از شمول قانون علّت و معلول ، خارج است ؟ آنان كه خدا را نيز مشمول قانون علت و معلول مى دانند و خدا را علّت و « علّة العلل » مى نامند ، نمى توانند عالَم بهشت را از آن خارج بدانند . معروف است كه علامه طباطبائى هرگز بخش معاد اسفار ملاصدرا را تدريس نكرد ، زيرا با « معاد مثالى » او ، مخالف بوده است . اما فرمايش ايشان در اين جا هيچ توجيهى ندارد مگر با معاد مثالى ملاصدرا . حتى در معاد مثالى نيز جائى ندارد . زيرا هر جا كه « عدد » هست ، تزاحم هم هست . و اين از بديهيات است . و در معاد مثالى اگر همه چيز حذف شود ، عدد و تعدد افراد و تعدد اشياء مثالى ، حذف نمى شوند . و اين « نظام جنّت » كه ايشان مى فرمايند ، نه در معاد مثالى امكان دارد و نه در معاد جسمانى . و شگفت اين كه مى فرمايد : قرآن و سنّت به اين موضوع ناطق هستند - ( ! ! ! ) . جهان بهشت كاملًا مادّى و جسمانى است فرقى كه با اين دنيا دارد در كمال و درجات بالاتر از تكامل است و اين اصل روشن و اصل مسلّم مكتب قرآن و اهل بيت ( ع ) است . و معاد مثالى يعنى معاد خيالى و غير از اين معنائى ندارد . براى شرح معاد جسمانى بر اساس علوم قديم و جديد ، رجوع كنيد به كتاب « تبيين جهان و انسان » ، در سايت بينش نو .