السيد الطباطبائي

560

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

الروايات . و اما تفاصيل العلم و المعرفة فهى كسبية اختيارية بالواسطة بمعنى أن الفكر في المقدمات يجعل الانسان مستعدّاً لافاضة النتيجة منه تعالى ، و العلم مع ذلك ليس فعلا من افعال الانسان ، و لتفصيل الكلام محل آخر يرجع إليه . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : سپس بدان : حديث هاى اين باب و حديث هاى زيادى از ابواب پيشين ، دلالت دارند كه « معرفت خدا بل معرفت رسول و ائمّه - صلوات الله عليهم - و ديگر عقايد دينى » موهبتى هستند نه اكتسابى . و مى توان پيام اين حديث ها را بر يكى از وجوه زير تفسير كرد : 1 - يعنى كمال معرفت ، اكتسابى نيست . 2 - خداوند با عقل هائى كه به بندگان داده ، حجت را بر آنان تمام كرده است . و هيچ كسى توان هدايت فرد ديگر را ندارد حتى پيامبران . 3 - آن كه معرفت ها را افاضه مىكند ، خداوند است . و اين كه بندگان بر كوشش در به دست آوردن معرفت ، مامور شده اند . براى اين است كه به وسيله تفكّر و انديشه ، براى آن معرفت موهبتى ، آماده شوند . همانطور كه حديث عبدالرحيم « 1 » به آن اشاره دارد . 4 - يا گفته شود : موضوع اين حديث ها فقط آن معرفت است كه به دست آوردن آن متوقف به تصديق انبياء نيست . [ مثلًا بت پرستان نيز مى دانستند كه خداوند هست ] . زيرا معرفت بيش از آن را به وسيله آن چه انبياء به ما ياد داده اند ، به دست مى آوريم كه خداوند با زبان پيامبران و حجج خود ( صلوات الله عليهم ) به ما ياد مىدهد . 5 - گفته شود : مراد از اين حديث ها شناختن احكام فرعى فقهى است . زيرا كه عقل دربار آن ها نمى تواند به طور مستقل كار كند .

--> ( 1 ) - حديث شماره 3 ، از همين باب - بحار ، ج 5 ص 221 .