السيد الطباطبائي

55

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

اما خداى اسلام مركب نيست . 2 - خداى آنان « يلد » است كه صادر اول از او صادر شده و خداى اسلام « لم يلد » است . 3 - آنان به قِدم مخلوق معتقد هستند ( به شرحى كه گذشت ) و اسلام مى گويد : كان الله و لم يكن معه شيء . 4 - خداى آنان موجَب است ؛ بى اراده و بى اختيار است . اما خداى اسلام با اراده و با اختيار است ؛ قرآن پر است با الفاظ : اراد ، يُريد ، مريد ، فعّال لما يريد ، يفعل ما يشاء و . . . 5 - خداى آنان « علة » و « علة العلل » است و خودشان به عنوان يك اصل اعلام كرده اند كه علت و معلول بايد با هم همسنخ باشند . خداى شان همسنخ مخلوقات است . و خداى اسلام با هيچ چيزى سنخيت ندارد . 6 - و اگر بشماريم سر از ده ها اصل درجه اول و درجه دوم اسلام در مى آورد كه آنان آن ها را تباه كرده و مى كنند . و چون اين قبيل مسائل را در نوشته هاى ديگر شرح داده ام ، بيش از اين طول نمى دهم . بنابراين در كلام مجلسى ، هيچ سخنى نادرست درباره فلاسفه نيست ، مجلسى غير از باورها و اعتقادات و اصول آنان ، چيزى نگفته است تا مستحق آن تعبيرات مرحوم علامه طباطبائى باشد . علامه طباطبائى ( ره ) در آخرين جمله فرموده : « انّ فى الغاء المراتب هلاك المعارف الحقيقيّه » . در مباحثى كه گذشت ديديم كه ارسطوئيان براستى حقايق و اصول دينيّه را هلاك كرده اند .