السيد الطباطبائي

540

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

در آفريدن سيّئ ها كار بد يا كار ناقص ، يا به اصطلاح مردم كوچه و بازار به طور « گُتره » نيافريده بل با حساب و كتاب و بر اساس حكمت آفريده است . 4 - اما آيه « ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ » اتفاقاً بر عليه سخن مرحوم طباطبائى است . همانطور كه خود آن مرحوم در مبحث شماره 70 گفت : رحمت مقدم بر اعطاى آن به بنده است و رحمت قبلًا وجود دارد سپس به بنده مى رسد . ما نيز در اين جا همان سخن را مى گوئيم : آيه دلالت دارد كه سيّئه قبلًا هست سپس به بنده مى رسد . پس سيّئه هم موجود است و هم مخلوق . و اما عبارت « فمن نفسك » ، و اين از شخصيتى مانند مرحوم طباطبائى شگفت است كه توجه نكرده « جارو مجرور / من نفسك » به فعل « اصابك » متعلق است و هيچ اديبى غير از اين را صحيح نمى داند . يعنى علّت « اصابت » در نفس خود بنده است . نه سيّئ بودن سيئه . 5 - همين طور نيز علامه در حديث مورد بحث ، در « ارجاع ضمير » در عبارت « وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْخَيْرَ وَ الشَّرَّ إِلَيْه » ، دچار عدم توجه شده است . ضمير « اليه » به « مَن » بر مى گردد . نه به « الله » كه در عبارت پيشين است . مى گويد : خير و شرّ در دست خدا است نه در اختيار بنده . كه اگر در اختيار بنده باشد ، همان باور معتزله مىشود كه انسان را در خير و شرّ زندگيش كاملًا مفوّض و به سرخود رها شده مى دانند . بدين سان مرحوم طباطبائى از توجّه به دو قاعد روشن و مسلّم ادبى ، باز مانده است . ارجاع ضمير به مرجع دور ، از فصاحت و بلاغت به كنار است ، مگر در موردى كه دليل آن را اقتضاء كند . و در حديث مورد بحث ، هيچ دليلى وجود ندارد و امام ( ع ) به راحتى مى توانست بگويد : « وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ الْخَيْرَ وَ الشَّر إِلَى اللَّه فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللَّه » .