السيد الطباطبائي
533
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
سپس : وقتى كه تكليف به برخى از افعال انسان متعلق مىشود ( افعالى كه متعلق به رزق است مانند خوردن ، آشاميدن ، نكاح ، لباس و امثال شان ) و رزق از چيزهائى است كه تكويناً به آن نياز هست ، پس بايد تكليف به چيزى متعلق نشود مگر آن چه داراى گستره اى باشد « 1 » و الا تكليف به « ما لا يطاق » مىشود ، كه خداوند فرموده : « ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ « 2 » » . و فرموده است : « إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ » . و لازم اين ، آن است كه در موارد محرّمات ( به جاى حرام ها ) رزق هاى الهى حلال ، هستند كه آن ها براى بنده اش قابل گزينش اند و اين رزق ها منتسب به خداوند متعال هستند به حسب نظر تشريعى . و محرمات منتسب به خدا نيستند . پس حاصل شد كه رزق دو نوع است : 1 - رزق تكوينى . و اين عبارت است از هر آن چه يك موجود براى بقاى خود از آن استمداد مى جويد ، به هر نحو و با هر كيفيتى كه باشد ( يعنى با صرف نظر از كيفيت شرعى آن ) . 2 - رزق تشريعى . و اين يعنى آن رزق حلالى كه انسان از آن براى بقاى خودش در زندگى استمداد مى جويد ، و غير از حرام است . زيرا حرام ، رزق از جانب خدا ، نيست . اين است آن چه از كتاب و سنّت پس از تدبّر به دست مى آيد . بررسى : خلاصه كلام طباطبائى ( ره ) اين است : كلمه رزق دو كاربرد دارد : 1 - رزق به معنى تكوينى : غذائى كه هر چيز نيازمند آن است با صرف نظر از حلال و حرام . اين مصداق « رزق الله » مىشود .
--> ( 1 ) - مندوحه : گستره - و به قول امروزى ها ، چيزى كه دربار آن امكان مانور باشد ؛ اگر راهى بسته شد راه ديگرى باشد ؛ وقتى مى گويد : اين را نخور ، چيز ديگرى باشد كه بخورد . و به عبارت ساده تر : مندوحه يعنى امكان گزينش . ( 2 ) - آيه 78 سوره حج .