السيد الطباطبائي
48
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
و برعكس : زمان - ماده / زمان - زمان . زمان و مكان عين ماده هستند . از بسيط ترين و لطيف ترين جسم مانند ملك و عقل ، تا فشرده ترين جسم مانند سنگ . نتيجه : غير از خداوند متعال ، هيچ موجودى مجرد از ماده نيست ، خواه ماده در اصطلاح ارسطوئى باشد و خواه در اصطلاح دانش فيزيك . « 1 » ملاصدرا مى پذيرد كه روح جسمانية الحدوث است و شعار صدرويان معروف است كه « روح جسمانية الحدوث و روحانية البقاء » است . اما قرآن و اهل بيت ( ع ) روح را حدوثاً و بقاءً روحانى مى دانند و همان روح را حدوثاً و بقاءً جسمانى اما جسمى لطيف و موجودى زمانمند و مكانمند كه محسوس به حواس پنجگانه نيست ، مى دانند . و همچنين روح را يك پديده « امرى » كه با كن فيكون پديده شده است مى دانند : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » . صدرويان چون معنى امر را در نيافته اند گمان مى كنند كه خدا و پيامبر ( ص ) از پاسخ اين پرسش طفره رفته اند يا پاسخ دادن را مصلحت ندانسته اند . اگر چنين است پس چرا كمر همت بسته و درباره روح به شرح و بسط مى پردازند و از قرآن پيشى مى گيرند كه مى
--> ( 1 ) - با بينش ماركسيست ها اشتباه نشود ؛ آنان هر موجود غير محسوس را انكار مى كنند و به نظرشان هر چه هست فقط « ماد محسوس » است و يا « مادى محسوس » است مانند غم و غصه ، شادى ، عشق و . . . اما اسلام روح ، فرشته و عقل را موجودات واقعى و اجسام لطيفه مىداند . اجسام لطيفى كه هزاران سال پيش از خلقت بدن ها آفريده شده اند . رجوع كنيد به احاديث فراوان ، مستفيض و متواتر در « باب آخر فى خلق الارواح » در جلد 58 بحارالانوار ، ص 131 تا 150 ، پس از آن روح وارد بدن مىشود آثارش محسوس مى گردد ، يك فيل وقتى روح دارد حركت و فعاليت دارد . وقتى كه روح از پيكرش كنار مى رود ، يك جرثقيل بزرگ لازم است تا آن را حركت دهد . و همين طور عقل كه آثارش محسوس است .