السيد الطباطبائي
477
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
در كارشان هيچ كاره اند ، مساوى مىشود با جبر . مجلسى با دو وجه محتمل ، به اين پرسش جواب مىدهد : 1 - چون آن شخص سه شق ديگر را رد كرد سپس گفت « بالله استطيع » پس مرادش نوع جبرى اين سخن نيست و امام ( ع ) نيز همين « استطيع بالله » بدون جبر ، را از او پذيرفت . 2 - و ممكن است آن شخص همان شقّ اول را با همان معنى دو جمله اى ، « فَلَيْسَ إِلَيْكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْء » را پذيرفته و بايد آن را تأويل كنيم و بگوئيم مراد از اين جمله اين است كه فاعل در اين صورت استقلال تفويضى ندارد . و الحاصل : در توجيه اول ، امام ( ع ) جبر را رد مىكند . و در توجيه دوم تفويض را . اينك كجاى سخن مجلسى عجيب است ؟ بقول عرب ها : لَيْتَ شِعْرِي : كه علامه طباطبائى ( ره ) اين جمله را چگونه معنى كرده است ؟