السيد الطباطبائي

471

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و ممكن است : مراد امام ( ع ) اشاره باشد به مسئل « تحقق استطاعت قبل از فعل » كه اشعريان آن را نفى مى كنند . در اين صورت ، حديث در مقام تقيّه وارد شده است . بررسى : فرمايش علامه طباطبائى دو بخش است ؛ در بخش اول كاملًا حق با اوست و آن دو بزرگوار توجه لازم را نكرده اند ؛ در زمان امام صادق ( ع ) كه اوج اقتدارِ مباحثاتى معتزله و رواج عقايد شان بود ، يكى از اصطلاحات رايج شان « استطاعت » بود . مى گفتند : خداوند به بندگان ، توان عمل و فعل را كاملًا داده است و انسان خالق افعال خودش است و خداوند در افعال انسان ها هيچ نقشى ندارد . كه همان « تفويض » مىشود و در مباحث پيش ، به اشاره رفت . و به عبارت مختصر : قول به استطاعت يعنى قول به تفويض . امام صادق ( ع ) در اين حديث مى فرمايد : تفويض نه از كلام من است و نه از كلام پدرانم . زيرا لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ . و موضوع بحث در مبحث شماره 64 كه بلافاصله خواهد آمد ، حديثى است كه همين نظر مرحوم طباطبائى را تأييد مىكند . اما بخش دوم فرمايش مرحوم طباطبائى : اين سخن علامه طباطبائى عجيب است . زيرا در زمان امام صادق ( ع ) فرقه اى بنام اشعريه وجود نداشت تا امام ( ع ) به خاطر تقيّه از آنان ، سخن گفته باشد . امام صادق ( ع ) در سال 148 رحلت كرده است و ابوالحسن اشعرى نبيانگذار اشعريّه در سال 260 متولد شده است . اين بزرگوار نيز در اين بخش ، توجه لازم را نكرده است .