السيد الطباطبائي

465

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

همانطور كه عقل و روح نيز مُحدَث هستند نه مخلوق : « وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي « 1 » » . و همه آياتى كه عبارت « كُنْ فَيَكُونُ » * در آن ها آمده مانند : « إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ « 2 » » . و آيات ديگر . بايد اعتراف كرد : با وجود اين همه آيات و احاديث ، بحثى كافى و كار علمى لازم ، دربار « كار امرى » خدا ، در تاريخ علم ما ، انجام نيافته است و اين خلاء به دو دليل است : 1 - شيعه در طول تاريخ يك حزب قاچاق و هميشه مورد تهاجمات ، قتل عام ها ، تحريم هاى اقتصادى و تضييقات جانكاه بوده است ، با اين وضعيت اهتمام بيش تر را بر پرورش و سازمانمند كردن فقه ، به كار برده و كار جانانه اى در اين باره انجام داده است كه در جهان نظيرى ندارد . ليكن در تدوين تاريخ ، تدوين متون تفسيرى ، و كار گسترده در علوم خارج از فقه ، آن چنان توفيق را نداشته است . دانشمندان بزرگ ما در عرصه فقه باصطلاح بى شمار هستند اما دانشمندان بزرگ در عرصه خارج از فقه به تعداد انگشتان نيز نمى رسند كه عبارتند از : صدوق ، مفيد ، شيخ طوسى ، خواجه نصير ، علامه حلّى و مجلسى ( رضوان الله عليهم ) « 3 » و بقيه اگر كارى كرده اند يا به محور همان گفته هاى اينان به شرح و توضيح پرداخته اند و يا دربستر تفسير سنيان تفسير نوشته اند و يا در بستر تاريخ سنيان تاريخ نگارى كرده اند . 2 - ارسطوئيان مسلمان ، كائنات و جهان خلقت را جغرافى بندى كردند ؛ بخشى از آن را « عالم امر » و در بالا قرار دادند . و بخش ديگر را « عالم خلق » ناميده و در پائين قرار دادند . و

--> ( 1 ) - آيه 85 سوره اسراء . ( 2 ) - آيه 82 سوره يس . ( 3 ) - و شايد چند نفرى نيز باشند كه به ذهن من نرسيده اند .