السيد الطباطبائي

440

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

شرح : در پايان اين حديث شرح يك مطلب ضرورت دارد . زيرا از آغاز اين دفتر حديث ها پياپى مى آيند كه خدا را به وسيله توصيفات نشناسيد . و نيز فكر ، علم ، حتى وهم و ذهن نيز نمى تواند ذات مقدس خدا را شناخت كند . در نتيجه يك پرسش با مشاهده روايت ها ، در ذهن به طورمرتّب بزرگ و متورم مىشود كه : چرا فكر ، علم ، عقل و . . . نمى توانند خدا را شناخت كنند ؟ گرچه اصل مسئله ، مبهم نيست . پاسخ : براى توضيح اين مسئله ، بايد موضوعى كه عقل ، فكر و علم ، روى آن كار مى كنند ، شناخته شود : به گمانم اگر تنها دربار موضوع علم بحث كنيم ، بقيه نيز روشن مىشود . موضوع علم عبارت است از « شناسائى علّت ها و معلول ها / وصف ها و چگونگى ها / چگونه بودن ها و چگونه شدن ها » . و پيش تر به طور مستدل بحث شد كه خداوند نه علّت است و نه معلول بل به وجود آورند قانون علت و معلول است . و در اين همه حديث ها ديديم كه خداوند نه صفت است و نه موصوف . بل خالق هر صفت و هر موصوف است . و همچنين خداوند متعال نه چگونگى دارد و نه چگونه شدن . بنابراين ، ذات مقدس خداوند ، اساساً از موضوع علم خارج است . و همين طور است عقل و انديشه . پرسش : پس خداوند را با چه وسيله اى بشناسيم و به او ايمان داشته باشيم ؟ جواب : با همان عقل ، فكر و علم . اما نه تعقل ، تفكر و تحقيق علمى در ذات مقدس او . بل در موضوع خود شان يعنى جهان هستى . وقتى كه جهان هستى و اشياء آن را به قدر لازم شناخت كرديم ، به سه نتيجه مى رسيم :