السيد الطباطبائي

434

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

7 - مىفرمايد : مِن نشوّيه دلالت دارد بر مادّيت . پس نه تنها صادر اول ، بل خود مصدر نيز مادى مىشود . زيرا هرگز نمى توانند صدور صادر اول از خدا را بدون حرف مِن نشويه كه در عين حال تبعيضيه و تجزيزيّه ، است ، به زبان بياورند يا در ذهن تصور كنند . 8 - همه اين مسائل در مباحث گذشته به شرح رفته است و بيش از اين به اين مطلب نمى پردازم . 9 - يك عبارت مبارك و نويد بخش در كلام علامه طباطبائى ، هست كه در اين جا راهش را از ارسطوئيان جدا مىكند و مى فرمايد « قيلَ بها » يعنى كسانى به آن معتقد شده اند نه خودش . گرچه از آن دفاع مىكند ؛ دفاعى نادرست . اولين لغزشگاه : وقتى كه وارد عرص هر كدام از مكتب ها و هستى شناسى ها مىشويد ، فرق ميان آن ها و تفاوت هاى شان را در مسائل اصولى و فروعى ، بسى گسترده مى يابيد ؛ به طورى كه كمتر مسئله اى مى يابيد كه مورد توافق دو مكتب باشد . اما سر منشأ اين همه اختلافات گسترده ، تنها يك « نكته » است و بس . فقط يك مسئله است و يك پرسش است كه چگونگى پاسخ به آن ، انديشه ها را اين همه از همديگر جدا مىكند . پاسخى كه خشت اول نظام مكتب هاى مختلف است . پرسش : آن پديد اوليه كائنات ، از چه چيز خلق شده است ؟ 1 - از عدم خلق شده - اين پاسخ را هيچ كسى نمى پذيرد . زيرا عدم ، عدم است و نمى شود چيزى از آن خلق شود . 2 - از چيزى كه قبلًا بوده خلق شده است - اين پاسخ اولًا منجر به تسلسل مىشود و ثانياً مصادره به مطلوب است . 3 - آن پديد اوليه از وجود خدا صادر شده است - اين بينش ارسطوئيان است .