السيد الطباطبائي

424

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

5 - در شمارش اسماء ، كلمه « بارئ » دو بار آمده و تكرار شده . 6 - در پايان مى گويد : و همين است سخن خدا كه مى فرمايد : « قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى » . آيا در اين آيه تأسيس اصل هاى مذكور و داير كردن زايشگاه براى اسماء و . . . . مشاهده مىشود ؟ اشاره اى يا ايمائى بر آن ها در آن هست ؟ هيچ رابطه اى ميان آيه و محتواى اين حديث ، هست ؟ مگر درست است هر كس سخن مشروح با ابعاد اصلى و فرعى مختلف بگويد آن گاه براى تأييد حرف هايش يك آيه را نيز بخواند - ؟ و اما جاعل اين حديث و انگيزه جعلش : سند حديث چنين است : دقّاق از كلينى ، از على بن محمد ، از صالح بن ابى حمّاد ، از حسين بن يزيد ، از ابن بطائنى ، از ابراهيم بن عمر ، از امام صادق ( ع ) . صالح بن ابى حمّاد : در منابع رجال تضعيف شده و در روايت هاى او ، توقف مى كنند . حسين بن يزيد : شخص شاعر بوده و متهم به غلوّ است . و نقل همين حديث نيز به افكار غاليانه او دلالت دارد . ابن البطائنى : اين عنوان كه به معنى « فرزند بطائنى » است ، هم به على بن ابوحمزه بطائنى اطلاق مىشود و هم به پسرش حسن . و خود كلينى ( ره ) در كافى باب « حدوث الاسماء » ج 1 ص 112 - سند را چنين آورده است . . . حسين بن يزيد از حسن بن على بن ابى حمزه ، از ابراهيم بن عمر . بنابراين مراد از « ابن البطائنى ، حسن است . پدرش از سران بزرگ واقفيه و از موسسين اصلى مذهب وقف ، است و خودش نيز واقف بن الواقف است و هر دو دشمن سرسخت امام رضا ( ع ) كه اكثريت شيعه را نگذاشتند به آن امام معتقد شوند و امام ( ع ) را خانه نشين كردند ، اگر سفر خراسان كه امام سيلى عظيم در بستر امامت از مدينه تا مرو به راه انداخت ، نبود ، امامت در مدينه كاملًا منزوى شده بود .