السيد الطباطبائي
421
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
شده است ( بُعد ندارد ) حدها از آن دور شده است . حسّ واهم هر وَهم كننده از آن محجوب است . پنهان است غير پنهان . پس قرار داد آن را كلمه اى واحد كه داراى چهار جزء با هم ، است هيچكدام از آن جزء ها قبل از ديگرى نيست . سپس ظاهر كرد از آن چهار اسم سه اسم را چون مردم به آن ها نياز داشتند . و يكى را محجوب داشت كه اسم مكنون و مخزون است به وسيله همين سه اسم كه ظاهر شده اند ( يعنى آن سه اسم ، آن يك اسم را پوشانيده اند ) . سه اسم ظاهر عبارتند از : الله و تبارك و سبحان . هر كدام از اين سه ، چهار ركن دارند كه مىشود دوازده ركن . سپس خلق كرد براى هر ركن از آن ها ، سى اسم كه فعل هاى منسوب به آن ها ، هستند كه عبارتند از : رحمان ، رحيم ، ملك ، قدّوس ، خالق ، بارئ ، مصوّر ، بديع ، رفيع ، جليل ، كريم ، رازق ، محيى ، مميت ، باعث ، وارث . اين اسم ها و آن چه از اسماء حسنيا است تا برسد به سيصدو شصت اسم ، همگى نسبت هاى آن سه اسم هستند . و اين سه اسم اركان و حجاب هاى آن اسم واحد هستند كه به وسيله اين سه اسم ، مكنون و مخزون شده است . و اين است سخن خدا كه مى فرمايد : « قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى « 1 » » . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : بدان كه اين روايت از متشابهات اخبار و غوامض اسرارى است كه تأويل آن را نمى داند مگر خداوند و راسخون در علم . و سكوت از تفسير آن ، و اقرار به عجز از فهم آن ، اصوب ، اولى ، احوط و سزاوارتر است . با پيروى از كسانى كه در اين حديث بحث كرده اند ، ما نيز به عنوان احتمال ، يك وجه را ذكر مى كنيم :
--> ( 1 ) - آيه 110 سوره اسراء .