السيد الطباطبائي

40

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

گفتم : بر خلاف نظر دكارت ، منطق ارسطوئى يك منطق درست و صحيح است اما فقط منطق علم مفاهيم شناسى و ذهن شناسى است نه منطق فلسفه و هستى شناسى . قرآن و اهل بيت ( ع ) با انتزاعات ذهنيه كه در عالم واقع ، مصداق ندارند و خيالى بيش نيستند ، كارى ندارند . 5 - اما موضوع « اصطلاحات » كه مجلسى آن را توضيح داده و علامه طباطبائى از اصل و اساس منكر شده كه اين اصطلاحات نه با اصطلاحات اهل بحث منطبق است و نه با اصطلاحات عامّه مردم . و به جاى استدلال برسخنش ، ادعا فرموده است كه سخنش براى افراد خبير و وارد ، روشن است . اولًا : نقد و ردّ نظر علمى دانشمندى مانند مجلسى با توسل به چنين ادعائى ، غير منصفانه است . ثانياً : علامه طباطبائى به حدّى شتاب و عجله داشته ( همانطور كه در آغاز اين مبحث گذشت ) گوئى قبل از آن كه سخنان علامه مجلسى را مطالعه كند اقدام به انتقاد كرده است . بايد نقد را در پايان اصطلاح ششم مى آورد كه مجلسى به نقد نظريه فلاسفه ( يعنى همان اهل بحث مورد نظر مرحوم طباطبائى ) مى پردازد . و يا بايد اين نقد را به دو بخش تقسيم مى كرد : بخش اول را در ذيل اصطلاح دوم و دربار اصطلاحات عمومى مى آورد . و بخش دوم را در ذيل اصطلاح فلاسفه . اكنون هر كدام از شش اصطلاح را يك به يك بررسى كنيم تا روشن شود كه چنين اصطلاحاتى وجود دارند يا نه : اصطلاح اول : عقل عبارت است از قوهّ اى كه انسان بتواند با آن به موارد زير نايل شود : يك : ادراك خير از شر و تمييز ميان آن دو . دو : تمكّن بر شناخت اسباب امور . سه : تمكّن بر شناخت خود امور . چهار : تمكّن بر شناخت عواملى كه منجر به آن امور مى شوند .