السيد الطباطبائي
395
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
2 - اما اين حديث به هيچوجه نه در مقام منظور مرحوم مجلسى است و نه در مقام بيان و تقسيم اراده به اراده تكوينيه و تشريعيه كه نظر مرحوم طباطبائى است . و هر دو بزرگوار كم توجهى ، فرموده اند . اين حديث يك ويژگى دارد كه با اندكى دقّت مشخص مىشود : امام ( ع ) ماجراى حضرت ابراهيم را مثال آورده است . ماجرائى كه خدا امر كرده سپس از چيزى كه امر كرده ، خودش مانع شده است . يعنى « ماموربه » را نه تكويناً خواسته بود و نه تشريعاً . پس مسئله ربطى به فرمايش مرحوم طباطبائى ندارد . و نظر مرحوم مجلسى اگر بر فرض درباره ماجراى آدم و حوّا ، صحيح باشد ، درباره ماجراى ابراهيم ( ع ) مصداق ندارد . زيرا ابراهيم را به اختيار خودش وا نگذاشت و او را از اختيارش منع كرد . اين حديث به افق ديگر و پيام مهم ديگر توجه دارد . و بقول علامه طباطبائى كه گاهى مى گويد « اين حديث از غرر اخبار است » ، از برجسته ترين غررها است كه يك مسئله بل يك اصل اساسى را دربار خلقت شخص آدم و حوّا به ما اعلام مىكند . از قديم هميشه پرسيده اند : مگر انبياء معصوم نيستند پس چرا حضرت آدم از آن درخت ممنوعه ، خورد ؟ و جواب هاى عجيب و غريب گفته شده كه هيچكدام به جائى نرسيده ، مثلًا گفته اند آن كار آدم گناه نبود ، ترك اولى بود . در حالى كه قرآن مى گويد « عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى « 1 » » . و ديگر توجيهات بى نتيجه . اما خود قرآن پاسخ اين پرسش را داده است ليكن كسى به آن توجه نكرده است . به روشنى از خود قرآن معلوم مىشود كه اساساً آدم و حوّا در آن وقت ، در مراحل خلقت بوده
--> ( 1 ) - آيه 121 سوره طه .