السيد الطباطبائي

389

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

سپس اهتمام ( انگيزش ) ، سپس انگيزش شوق بر آن كار ، سپس موكَّد شدن آن انگيزه ، حاصل مىشود كه هم اين ها جمع شده و باعث بر فعل مى شوند . و هم اين ها در ما انسان ها ، اراده است كه ميان ذات ما و فعل ما ، واسطه مىشود . اما دربار خداوند متعال غير از « علم قديم به بودن فعل » ، چيزى از اين قبيل امور مقارن به فعل ، نيست مگر « احداث » و « ايجاد » در وقتى كه مصلحت ، صدور فعل را اقتضا مىكند . اين « ايجاد » به جاى آن امور ( بررسى ، اهتمام ، تفكر ) است كه در فعل غير خدا حادث مى شوند . پس معنى حديث چنين مىشود : ذات مقدس خداوند متعال با صفات كما ليّه اش ، كافى است در حدوث هر حادث ، بدون نياز به حدوث امرى از آن امور در ذات مقدسش در وقت حدوث فعل . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين كه [ اكثر متكلمين ] گفته اند تصويرى است از « اراد ذاتيّه » كه عين ذات است - البته اگر تصويرشان صحيح باشد . و اما اراده اى كه در حديث ها آمده ، آن اراده است كه از صفات فعل خدا است ؛ مانند رزق و خلق . و اين اراده ، همان نفس موجود خارجى است مانند زيد ، عمرو ، زمين و آسمان . همانطور كه شيخ مفيد رحمه الله ، گفته است . بررسى : هم اصل و هم نتيج كلام هر دو بزرگوار ، يكى است . ليكن مرحوم طباطبائى ، كاملًا مشخص كرده است و مى گويد : درباره اراده دو مبحث داريم : 1 - مبحث صفات خداوند متعال : در اين مبحث مى گوئيم : اراده او ( مريد بودنش ) عين ذاتش است ، همانطور كه علمش عين ذاتش است . پس علمش ، قدرتش ، اراده اش و هم صفاتش در واقع يك چيز هستند ، همانطور كه علامه مجلسى همين نظر را به اكثر متكلّمين اماميه نسبت داد .