السيد الطباطبائي
384
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
و ان كنا بحثنا من جهة النقل فالاخبار نفسها تؤوّل اللوح و القلم إلى ملكين من ملائكة الله كما سيجيئ في المجلد الرابع عشر من هذا الكتاب ، و على أي حال فلاوجه لما ذكره رحمه الله . ترجم سخن علامه مجلسى ( ره ) : و در تحقق اين دو لوح چه استبعادى هست ؟ و كدام محال بودن در اين « محو و اثبات » هست تا نيازمند تأويل و تكلّف باشد . گرچه حكمت آن براى ما به دليل عجز عقل مان از احاطه بر آن ، ظاهر نباشد . با اين كه حكمت هائى از اين محو و اثبات براى ما روشن است « 1 » . ترجم سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اگر از جهت عقل درباره لوح بحث مى كنيم در اين صورت ، برهان اثبات مىكند كه در عالم وجود چيزى هست كه نسبت آن بر حوادث كونيّه ، نسبت كتاب است بر مكتوبى كه در آن هست . و از بديهيات است كه يك لوح جسمانى ، گنجايش ندارد بر كتابت آن چه خواهد آمد خودش و اجزائش از حالات و قصص ، در زمان هاى غير متناهيه ، گرچه آن لوح به هر قدرى بزرگ باشد . تا چه رسد به شرح حال همه اشياء در ابديت غير متناهى . و اگر از جهت نقل ( يعنى قرآن و حديث ) بحث مى كنيم ، پس خود احاديث ، لوح و قلم را به دو ملك از ملائكه خدا ، تأويل مى كنند ، همانطور كه در مجلد چهاردهم بحار الانوار ، خواهد آمد . به هر صورت ، آن چه ( مجلسى ) رحمه الله گفته است وجهى ندارد . بررسى : 1 - طباطبائى ( ره ) در بخش اول سخنش يك اصل بس مهم و بزرگ را به ما ياد مىدهد كه عبارت است از : خداوند ازلى و ابدى است . اما جهان كائنات ازلى نيست ليكن ابدى هست .
--> ( 1 ) - يكى از حكمت هاى آن ، عبادت ، و ديگرى دعا است و اگر محو و اثبات ، نبود جائى براى عبادت و دعا نبود .