السيد الطباطبائي

375

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ( ع ) هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ قَالَ الْقَائِمُ مِنَ الْمِيعَادِ « 1 » . ترجمه : داود بن ابى القاسم مى گويد : در حضور امام جواد ( ع ) بوديم ، سخن از سفيانى و اين كه خروج او از محتومات است ، به ميان آمد . به امام ( ع ) گفتم : آيا در محتوم ها نيز براى خدا بداء هست ؟ فرمود : بلى . گفتيم : مى ترسيم كه دربار قائم ( عج ) نيز بداء رخ دهد . فرمود : قائم از ميعاد است . يعنى از وعده هاى خدا است و خداوند خلف وعده نمى كند . بنابراين ، بايد موضوع حديث مورد بحث « وعيدها » باشد نه وعده ها . و شايد شامل خبرهائى نيز باشد كه نه وعده هستند و نه وعيد . يعنى در تفسير حديث به نوعى تأويل ، نياز هست . ( در مبحث شماره 80 درباره خلف وعده و وعيد بحث مشروح خواهد آمد ) . هر كس و هر مذهبى و هر فكر و بينشى كه به بداء معتقد نباشد ، خدايش موجَب ، بى اراده ، بدون اختيار است . اين بحث را در كتاب « دو دست خدا » شرح داده ام و در اين جا تكرار نمى كنم . تنها دو جمله مى گويم : اگر بداء نباشد ، جائى براى دعا كه « مُخُّ الْعِبَادَة » است و بستر رابط انسان با خدا است ، نمى ماند . مگر دعا غير از « تجديد نظر خواهى » معنائى دارد ؟ سخن علامه مجلسى ( ره ) : مرحوم مجلسى در ذيل اين حديث يك فصل ويژه اى تحت عنوان « بسط كلام لرفع شكوك و أوهام » باز كرده كه تنها بخشى از آن را مى آورم و علاقمندان به متن بحار مراجعه كنند كه بحث بس ريشه دار ، مهم و مفيد است :

--> ( 1 ) - بحار ، ج 52 ص 250 ح 138 .