السيد الطباطبائي
366
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
جمل دوم : در مقايسه فرد عالم از انسان ها ، علم عالم يك چگونگى است براى او . اما علم خدا يك چگونگى اى براى او نيست . زيرا چگونگى ، يك صفت است و خداوند منزّه از هر صفت است . جمل سوم : علم انسان عالم ، چيزى است غير از خودش ، چنان كه اگر آلزايمر بگيرد ، خودش مى ماند و علمش از بين مى رود . اما علم خدا چيزى غير از خودش نيست . جمل چهارم : خدا هم از علمش جدا نيست . جمل پنجم : ميان خدا و علمش هيچ مرزى و حدّى نيست خواه حد مكانى باشد ، خواه حدّ تصورى ذهن ، خواه حدّ با ملاحظات عقلى و خواه حدّ در اصطلاح تعريف . و در يك كلام : هيچ دوگانگى اى ميان خدا و علمش نيست . ترجم سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين از جمله روايت هائى است كه صريحاً دلالت مىكند علم خدا عين ذاتش است . توضيح : اين فرمايش مرحوم طباطبائى اشاره است به مبحث شماره 43 كه در آن جا فرموده : در دلالت روايات بر عينيت صفات با ذات ، غبارى نيست . در آن جا مطابق نظر علامه مجلسى بحث شد كه قرآن و اهل بيت ( ع ) از تعبير با « صفات الله عين ذاته » خوددارى كرده اند . زيرا خود همين تعبير اثبات يك صفت بزرگ است بر خدا . در همين حديث هم مشاهده مى كنيم كه جمله به جمله ، تعبيراتى غير از آن تعبير آمده است و اين سبك و روش براى خوددارى از آن تعبير است . و گرنه ، سخن را با يك جمله تمام مى كرد كه : صفات خدا عين ذاتش است . به عبارت ديگر : چرا امام ( ع ) به جاى اين كه در يك جمله بگويد « علم الله عين ذاته » ، مسئله را با جمله ها و گزاره هاى متعدّد بيان مىكند ؟ پاسخ : براى اين كه از همان جمله پرهيز كند . زيرا خود همين جمله اثبات يك صفت بزرگ است بر خداوند .