السيد الطباطبائي
363
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
استفاده نكند و با ادبيات خود آنان سخن شان را تفسير كند . و ثانياً ذهن مخاطب دچار اشتباه نشود كه تصور كند خدا نيز هم علم حضورى دارد و هم علم حصولى . وعده : در مبحث شماره 43 كه سخن از « صفات الله عين ذاته » بود وعده شد كه دربار اين حديث ابو بصير كه موضوع اين مبحث است به محور آن موضوع ، بحث شود : در اين حديث عبارت « العلم ذاته . . والسّمع ذاته . . والقدرة ذاته . » آمده . آيا اين جملات نصّ است بر اين كه « صفات الله عين ذاته » ؟ در نگاه اول چنين است اما در نگاه دوم و دقيق ، روشن مىشود كه اساساً موضوع اين حديث ، صفات نيست ، موضوعش « حقيقت علم الله » است . هيچ لفظى از صفت و صفات و نيز هيچ مفهومى از آن ، و نيز هيچ اشاره اى بر آن در اين حديث نيست . و لذا مرحوم طباطبائى نيز در ذيل اين حديث چيزى در اين باره مرقوم نفرموده در حالى كه در همين مبحث شماره 46 كه بلافاصله آغاز مىشود ، بى درنگ حاشيه زده و حديث آن مبحث را از دلايل « صفات الله عين ذاته » دانسته است . ى ك اصل مهم : امام صادق ( ع ) در اين حديث مى فرمايد : « فَلَمَّا أَحْدَثَ الْأَشْيَاء » : آن گاه كه اشياء را احداث كرد . خداوند اصل و اساس كائنات را « احداث » كرده است ، ايجاد كرده است ، ابداء و ابداع كرده است ، انشاء كرده است . و صدها آيه و حديث بر اين گزاره ها داريم . كائنات نه از چيز ديگر خلق شده اند و نه از وجود مقدس خدا « صادر » شده اند . خدا « مصدر » نيست ، « مَبدَأ » نيست ؛ هيچ چيزى نه از وجود خدا صادر شده و نه چيزى از وجود مقدس او شروع شده . خداى ارسطوئيان متجزّى است و لذا مركب هم هست كه شرحش گذشت .