السيد الطباطبائي

355

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

سادساً : در پايان نظر پيروان قرآن و اهل بيت ( ع ) را به خوبى آورده است كه : فاعل مختار كسى است كه إن شاء فعل و إن لم يشأ لم يفعل ، اينجا إن لم يشأ لم يفعل صادق نيست . پس فاعل مختار نيست . آن گاه ادامه مىدهد : حكيم در جواب گويد : شاءَ و فَعَلَ ازلًا ، و آن شق دوم را لَم يشأ ازلًا و فاعل مختار بودن با اختيار كردن يك جانب منافات ندارد . پاسخ : سخن در اين طرف قضيّه نيست كه « شاءَ و فَعَل » ، سخن در آن طرف قضيه است كه آيا مى توانست نيافريند ؟ آيا مى توانست آن جانب ديگر را اختيار كند ؟ مگر معنى اراده اين نيست كه به هر دو طرف ، و به هر دو جانب قادر باشد - ؟ همين چند سطر كه نقل كرديم كافى است كه حضرات خدا را به آن طرف و نسبت به آن جانب قادر نمى دانند . و جانب ديگر را محال مى دانند . آيا معنى مضطرّ و موجَب غير از اين است ؟ عرض كردم : حضرت ايشان زير بار سنگين رفته است و خواسته است آن مسئله بزرگ را كه سران هر سه نحله باصطلاح با ماست مالى از آن عبور كرده اند ، حلّ كند ؛ كمر همّت بر بسته ليكن اين چنين .