السيد الطباطبائي
345
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
براى هيچ كدام از اين معانى [ سه گانه ] نصّى ( در قرآن و حديث ) وجود ندارد . گرچه دو معنى اول و دوم ، از ظاهر برخى ( از آيات و احاديث ) بر مى آيد . و براى تحقيق اين بحث مقام ديگرى بايد . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين ( سخن مجلسى ) از عجايب گفتار است ؛ و دلالت روايات بر اين كه « صفات عين ذات هستند » ، چيزى است كه هيچ غبارى بر آن نيست ، بدين معنى كه خداوند سبحان ( مثلًا ) حقيقتاً بر اشياء علم دارد ، نه مجازاً . و اثر علم او و نيز نتيج علمش مجازى نيست . و اين علم با ذات او است نه با صفتى غير از ذاتش . بررسى : اولًا : بديهى است كه موضوع بحث « علم حقيقى » است و هيچ كسى اعم از عالم و عوام ، علم خدا را مجازى نمى داند . و بنا نيست طرفين بحث كه هر دو بزرگوار و هر دو علامه هستند ، در واضحات بحث كنند . ثانياً : علامه مجلسى نمى گويد كه دلالتى وجود ندارد ، مى گويد : دلالت نصّى وجود ندارد . درست است : او دلالت را به « دلالت ظاهرى » منحصر مىكند . و اين انحصار ، دلالت را غبار آلود مىكند . اينك حلّ اين مسئله كه آيا چنين غبارى هست يا نيست ، با چه طريق ممكن است ؟ راه حلّ اين مسئله اين است كه علامه طباطبائى براى نظريه خودش ، نصّى بياورد تا اين غبار از بين برود . اما چنين نصّى وجود ندارد . موضوع اصلى بحث اين است : بر اصطلاحِ « صفات خدا عين ذاتش است » كه اصطلاح رايج در ميان ما است ، دليل نصّى داريم يا نه ؟ - ؟ در آيه اى يا حديثى آمده است كه « صفات الله عين ذاته » ؟ حتى در همين حديث مورد بحث ما ، امام رضا ( ع ) با « لذاته » تعبير كرده است كه ظاهرترين ظهور را همين حديث دارد . وقتى كه اين حديث ، نصّ در موضوع ما نيست ، تكليف ديگر ظواهر ، روشن است .