السيد الطباطبائي

34

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

در همين بحار جلد 4 صفحه 11 ، مجلسى باب مخصوصى باز كرده از طريق ها و منابع غير از كافى ، 15 حديث كه به ضميمه حديث هائى كه با عبارت « مثله » و بدون شماره آورده 21 حديث مىشود كه در آن ميان شخصيت درخشان ابوبصير مخاطب امام ( ع ) است . اگر اين گونه حديث ها كه مخاطب شان شخصيت هاى نخب اصحاب بوده اند و ارسطوئيان و صدرويان آن ها را تباه كرده و مى كنند را بشماريم بى ترديد به 1000 حديث مى رسد . پس كو و كجاست آن « تميزّ و تعيّن » حديث ، كه علامه مجلسى از آن غافل است و ارسطوئيان و صدرويان به آن ها « خبير » هستند - ! ؟ ! اينان به هيچ حديثى ارزش قائل نيستند خواه مخاطبش شخصيت نخبه اى از اصحاب باشد و خواه مخاطبش عوام باشد بل بر عكس هر سخن جعلى به نام حديث را مستمسك قرار مى دهند . در متون شان بگرديد : به كدام حديث مستند و صحيح تمسك مى كنند ؟ هشام بن حكم كه مخالف و موافق حتى اروپائيان او را از نوابغ تاريخ مى دانند با آموزه هائى كه از امام صادق ( ع ) گرفته بود اولين كسى است كه بر فلسفه ارسطو ردّيه نوشته است . آيا هشام از عوام است ؟ ! يا از سطوح پائين اصحاب است ؟ ! 4 - علامه طباطبائى ( ره ) دربار علامه مجلسى ( ره ) شش تعبير به كار برده است كه در نظر هم آنان كه مجلسى را مى شناسند ( اعم از مخالف و موافق ) تعبيراتى كاملًا غير منصفانه هستند : الف : الّذى اوقعه فى ما وقع . ب : عمل بر اساس سوء ظنّ . ج : مسلك مجلسى يك مسلك عوام است . - سلكه فى فهم معانى الاخبار . . . . و هى الّتى ينالها عامة الافهام . د : بيانات ساذجه - لطفاً به معنى لفظ « ساذجه » در لغت مراجعه كنيد . ه : لفقدها تميزّها و تعيّنها - بينش عامّه ( عوام ) به فرق ميان حديث ها توان ندارد .