السيد الطباطبائي
321
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
و يحتمل أن يكون المراد بهما مادتي السماء و الأرض . متن سخن علامه طباطبائى ( ره ) : ما ذكره الصدوق رحمه الله و ما أورده المصنف في البيان لا ينطبق شئ منهما على فقرات الرواية ، و الذى يظهرمن الروايات الواردة في هذا اللسان أن المراد بقوله : ليس شئ غيره : انه الشئ بحقيقة الشيئية والوجود كما يؤيده الفقرات التاليات . و المراد بالظلين : العالمين العلوى و السفلى و هو المعنى المناسب لقوله : ليس شئ غيره . ترجم حديث : امام صادق ( ع ) فرمود : قدرت خداوند ( غير محدود است ) و قابل محاسبه و اندازه گيرى نيست . و بندگان بر توصيف او ، توان ندارند ، و به كنه علم او نمى رسند ، و نه به فرامرز عظمت او . و نبود چيزى غير از او « 1 » . او نورى است كه ظلمت در او نيست . و راستى اى كه دروغ در او نيست . او داد است و بى دادى در او نيست . و حق است باطلى در او نيست . اين چنين است كه بى زوال بود و بى زوال خواهد بود ابدالابدين . و اين چنين بود آن گاه كه نه زمين بود و نه آسمان ، نه شب بود و نه روز ، نه خورشيد بود و نه ماه ، نه نجوم بود و نه ابر ، نه باران بود و نه بادها . سپس خداوند تبارك و تعالى اراده كرد خلق را بيافريند كه در برابر عظمت او تعظيم كنند و كبرياى او را تكبير كنند ، و جلال او را تجليل كنند . پس فرمود : باشيد ( به وجود آئيد ) با حالت دو تا سايه . پس شدند همانطور كه خداوند تبارك و تعالى فرمان داد .
--> ( 1 ) - در معنى اين جمله ميان سه بزرگوار اختلاف هست كه شرحش خواهد آمد .