السيد الطباطبائي

314

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

است . در واقع او عوامل اكتساب را به خداوند مستند مىكند ، كه انسان مىتواند از آن عوامل استفاده كرده و خدا را بشناسد . به نظر صدوق ، عوامل شناخت عبارتند از : 1 - عقل . 2 - نبوت و امامت . 3 - فطرت - كه از آن با « انفسنا » تعبير كرده است . ثانياً : سخن صدوق ( ره ) تنها به محور اين حديث نيست تا مسئله از مراد آن ، خارج باشد . او با توجه به رويهم رفت احاديث اين موضوع ، سخن مى گويد ، كه مجلسى ( ره ) سخن او را از كتاب توحيد ، در آخر اين باب از بحار ، آورده است . ثالثاً : در خود همين حديث نيز اميرالمومنين تصريح مىكند كه « بِاسْتِدلَالٍ وَ إِلْهَامٍ مِنْهُ وَ إِرَادَةٍ » : به وسيله راهنمائى و الهام از خداوند و اراد خودم . و لفظ اراده را پس از « منه » آورده است . يعنى هم مستند است و هم مكتسب . و اين موضوع از مراد حديث ، خارج نيست . بديهى است هم مطابق نظر صدوق و هم مطابق نظر طباطبائى و نيز مطابق نظر هر شيع دوازده امامى ، بايد به سه عامل كه صدوق شمرده ، يك عامل ديگر نيز افزوده شود و گفته شود : 4 - براى بهرمندى از عوامل سه گانه مذكور ، به توفيق خداوند نيز نياز هست . مراد از « استدلال / راهنمائى » و « الهام » در متن حديث ، همين توفيق است . معرفة الله بالله : پيش تر به ويژه در خطبه امام رضا ( ع ) ، به شرح رفت كه قرآن و اهل بيت ( ع ) براى خدا شناسى و توحيد تنها يك راه را معرفى مى كنند و آن راه عبارت از انديشه در مخلوقات است كه انديشمند را به كمال توحيد مى رساند . در اين جا 3 موضوع مطرح است :